من نه خود می روم ، او مرا می کشد

من نه خود می روم ، او مرا می کشد
 کاو سرگشته را کهربا می کشد

 چون گریبان ز چنگش رها می کنم
 دامنم را به قهر از قفا می کشد

 دست و پا می زنم می رباید سرم
 سر رها می کنم دست و پا می کشد

 گفتم این عشق اگر واگذارد مرا
 گفت اگر واگذارم وفا می کشد

 گفتم این گوش تو خفته زیر زبان
 حرف ناگفته را از خفا می کشد

 گفت از آن پیش تر این مشام نهان
 بوی اندیشه را در هوا می کشد

 لذت نان شدن زیر دندان او
 گندمم را سوی آسیا می کشد

 سایه ی او شدم چون گریزم ازو؟
 در پی اش می روم تا کجا می کشد
دیدگاه ها (۷)

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

پارت ۵ 🎀ویو آلیاصبح، چون عادت داشتم ساعت پنج بیدار بشم، چشم‌...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط