{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part6

Part6
‌نامجون:هه کوک کیه
ا/ت:خنده داشت🗿
‌نامجون:زبون درازی نکن جوجه رنگی برو ارباب تو صدا کن بیاد
ا/ت بگم کی اومده
‌نامجون:نامجون
ا/ت الان میرم باشع هوف مردک خود شیفته (آروم گفت)
‌نامجون:نشنیدم چی گفتی؟
ا/ت:هیچیییی هوففف
ا/ت ویو:از پله ها بالا رفتم سمت اتاق ارباب در زدم کسی جواب نداد دوباره در زدم و دوباره بازم صدایی نیومد رفتم تو دیگه
ا/ت:ارباب ارباببببب
یهو یکی از حموم بیرون اومد
‌کوک:چته داد میزنی
ذهن ات: وایییییییییییی ارباب حموم بود به حوله دور کمرش عجب هیکلی داشتتت خاک تو سرم چمه 😂🗿
‌کوک:هی تو اینقدر زل نزن به من
ا/ت: ببخشید ارباب همچین قسطی نداشتم دوستت اومده گفت بیام صدا تون کم سامجون بود به نظرم

ارباب یهو منو کشید سمت خودش که دستام خورد به سینش خواستم جیغ بزنم جلو دهنمو گرفت
‌کوک:هیشششس چته فقط بلدی داد بزنی اون سامجون نیست نامجونه خنگ حالا بیا موهام رو خشک کن
ا/ت: چی من نمیک نه میکنم چرا نکنم ولی مگه قرار نبود شام بپزم پس ولم کنید برم بپزم دیر نشه حیح
‌کوک:سشوارو بردار زود
ا/ت:هوفففففف چشممممم کوشششش
کوک:بالا کمد
ا/ت:دستم نرسید بیا بده خو ایششش
کوک:بیا کوتوله
ا/ت:نه تو خوبی نردبون🗿یکم کله تو چیز سرتو بیار پایین
کوک:بیا بالا
ا/ت: بیام رو صندلی :/
کوک:ارع
رفت و موهاشو خشک کرد
ا/ت خبببب من دیگه برم خدافسسس
کوک دستشو کشید
کوک: اجازه دادم بری ؟هوم
ا/ت:اجازه هست برمممممم
کوک:نوچ
کوک هلش داد رو تخت و روش خیمه زد ترسی تو چشم ا/ت دیده میشد به هم زل زده بودم که کوک نزدیک لبش شد که یهو

لیلییی پایان خوشگلام امیدوارم خوشتون بیاد 🩷
۱۰تا لایک ۲۰کامنت تا پارت بعدی و تو کامنت ها بگید رمان غمگین تموم شع یا شاد و کامنت
دیدگاه ها (۵۹)

تکپارتی جونگ کوک

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۸☆از زبان ا/تبعد از مراسم رفتیم عم...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

پارت ۱۲

پارت ۳

Love you پارت چهارم« کوک از حموم در اومد یدون شلوارک پوشید م...

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

عشقی حقیقی

فیک تهیونگ عشق اجبار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط