Fate is predetermined.

part: 27


الیزا خیلی جدی به رو به رو زول زده بود و دست هاش به فرمون بود

توی چشماش دیگه اشکی نبود و فقط اثری از اشک های خشک شده رو گونه هاش بود

-:در باز کن



-:بهت میگم باز کن
+:باز نمیکنم
-:میگم باز کن وگرنه..

الیزا با جدیت قبلیش نگاهشو داد به جونگکوک 'وگرنه چی؟"

-:باز نمیکنی دیگه
+:خیر، ماشینتو بکش کنار

جونگکوک پوزخندی زد و به سمت ماشین حرکت کرد

الیزا اول فکر کرد جونگکوک مبخاد بره کنار ولی رفت سمت در شاگرد و چیزی برداشت و برگشت


جونگکوک نزدیک اومد و سوئیچ یدک ماشین الیزا رو جلو اورد و در ماشین رو باز کرد
ظاهرا ماشین برای جونگکوک بوده که سوئیچ یدک دستش بوده

مطمئنن اگر اوضاع طور دیگه ای بود و جو انقد سنگین نبود جفتشون میزدن زیر خنده
ولی الان؟
به خون هم تشنن


جونگکوک در ماشین رو باز کرد و مچ دست الیزا رو گرفت و بیرون کشیدش


+:ولم کن مرتیکه
-:انقد جیغ جیغ نکن

الیزا سریع از ماشین گرفت تا جونگکوک نتونه بِکشدش


-:نمیای نه؟
+:هرگز

جونگکوک خم شد و از پا های الیزا گرفت و اون رو بلند کرد گزاشتش رو دوشش و الیزا تقلا میکرد برای پایین اومدن

+:ولم کن روانی(جیغ)
-:خفه شو گوشم کر شد(داد)

الیزا با زانو تو شکم جونگکوک زد ولی جفتشون کم نمیاوردن

جونگکوک در ماشین خودش رو باز کرد و الیزا رو گزاشت تو ماشین و از داشبورد بَست کمربندی برداشت و دست هاش رو بست
(یه نوع ابزار هست، تو گوگل سرچ کنید میفهمید...چه اسم مزخرفی داره ولی)

اون یکی ماشین رو قفل کرد و به یکی از بادیگارد ها گفت که بیاد ماشین رو ببره و شروع کرد به رانندگی



ماشین جونگکوک جی کلس مشکی ای بود و بوی عطر تلخ جونگکوک توی کل ماشین پیچیده بود
جو ماشین اروم بود و هیچکدوم دلشون نمیخواست حرفی بزنن


+:میشه بپرسم کدوم گوری میریم؟
-:نه، سوال بعدی

الیزا نگاه چپ چپی به جونگکوک انداخت ولی جونگکوک اهمیتی نداد

+:میگم کجا

جونگکوک کلافه چشم هاشو توی حدقه چرخوند و نیم نگاهی به الیزا انداخت

-:مثلا الان اسمش رو بگم میدونی؟
+:نه ولی میخوام بدونم
-:کاش به جای دستت دهنتو میبستم
+:میتونستی فقط ماشین کوفتیتو بکشی کنار تا خودم میرفتم یجا گم و گور میشدم
-:اره ایول اونوقت بابا بزرگ منو یجا گم و گور میکرد
+:اوفف


ساعت نزدیک های ۱۲ شب بود و رسیده بودن به یه شهر خیلی سرسبز که کنار ساحل بود و جونگکوک ماشین رو متوقف کرد
دیدگاه ها (۱۲)

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

چند پارتیپارت ۱عمارت جئون در سکوت مرگباری فرو رفته بودهمه می...

𝙱𝙸𝚁𝚃𝙷 𝙾𝙵 𝙰 𝚂𝚃𝙰𝚁هیچ وقت فکر نمی‌کرد که شب تولدش اینجا بشینه ک...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p20بعد تایید تهیو...

Why Did I Fall in Love with Her? | P²¹ 🖤ویو: پایان مهمونی ـ ...

ترکم نکن

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 14 چند لحظه دیگه نگاهم ک...

p4

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط