در محل کار زودتر از همه می آمد و دیرتر از همه می‌رفت، در

در محل کار زودتر از همه می آمد و دیرتر از همه می‌رفت، در هفته چند ساعت برای خود «کسر کار» می‌زد می‌گفت: در حین کار شاید یک لحظه ذهنم به سمت خانه، همسر و یا فرزندم رفته باشد.

#شهید_عبدالمهدی_مغفوری
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

.....پارت هجدهم.....

وصال محبوبابوالحسن نوری عارف بزرگ قرن سوم بود، در نماز خشکش ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت🖤 پارت ۶ | «جیا و اتاق ممنوعه» 😂...

ادامه سناریو

....پارت یازدهم.....

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

(debt (part 2

دو پارتی از هیسونگ پارت اخریک ساعت بعد، ات به خانه برگشت.در ...

سوء تفاهم‌هایی که می‌تونست با یه توضیح ساده برطرف بشهتفضلی، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط