دختر:خدایا دلم شکسته..💔

دختر:خدایا دلم شکسته..💔

خدا:میدونم..ببخشش..

دختر:اخه خداجونم اشکامو نیگاه..

خدا:میبینم..ببخشش..

دختر:خدا جونم قلبم درد میکنه اخه..

خدا:منم احساس میکنم..ببخشش

دختر:نیگاه کن بغض کردم.

خدا:میدونم..ببخشش..

دختر:خدایا ببین چه قدر داغونم..

خدا:میدونم ببخشش..

دختر:خدایا اخه بدجور ناراحتم..

خدا:میدونم. .بیخشش.

دختر:خدایا ببین چه قدر درد میکشم.

خدا:احساس میکنم..ببخشش

دختر:چرا خدا؟

خدا:اخه اگه نبخشیش با خشم من روبرو میشه..

دختر:باشه..میبخشمش..

خدا:ازته قلبت؟ ❤

دختر:خداجونم من دیگه قلبی ندارم..نیگاه وقتی رفت قلبمو زیر
پاهاش خرد کرد..

خدا(درحالی که چشم هایش خیس میشود) :میبینم..حالا دیگه من نمیبخشمش..☡⚠ ❌
دیدگاه ها (۵۲)

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۱روایت از ...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 23بچه ها من متوجه شد...

Part ¹⁴ویو لیلی با رضایت از کارم لبخندی زدمو گفتم+ نگران نبا...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

پرنسس ناخواسته

پارت ۹و رفت تو اتاق و همینطور که پاهام دور کمرش حلقه بودو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط