ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.

ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.





همیشہ #دلم‌خواستہ بدانم لحظہ‌هاے تو بی من چطور می‌ڪَذرد؟
وقتی #نڪَاهت می‌افتد بہ برڪَ
بہ شاخہ
بہ پوست درخت
وقتی #بوے‌پرتقال می‌پیچد
وقتی باران تنها تو را #خیس می‌ڪند
وقتی با #صدایی برمی‌ڪَردے پشت سرت من نیستم...✍️📷



#آرامکده

#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۲/۱۱/۰۵

۲۰:۵۰⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

#حکایت_قدیمی طبلِ توخالیروباهی گرسنه در بیشه‌ای می‌گشت که به...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»part_2هفته‌ی اول ازدواجت، تقریباً ه...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_36فصل شانزدهم |...

امروز، یکم مهر، سالروز میلاد استاد محمدرضا شجریان است؛ خسرو ...

چند پارتی تهیونگ

╭─────────────── 🌊 ───────────────╮✦ پارت ۵۲ ویو آت ✦╰─────...

MY LESSON

سناریو موضوع : وقتی که قهر میکنید . *****نامجون:** نشسته رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط