چند پارتی ( وقتی مس//ته و بهت اعتراف میکنه )

پارت اخر
و در رو بست هنگ کرده بودم چون تهیونگ هیچ وقت این کار ها رو نمیکرد اومد نزدیکم و منم عقب عقب میرفتم تا خوردم به دیوار دستاشو دورم حصار کرد و ل//ب ها مو میبوس//ید منم هی به سی//نه اش میزدم تا تموم کنه اینکارو ولی نمیکرد داشت نفسم بند میومد که جدا شد
تهیونگ : ا/ت من عاش//قتم ( حالت مس//تی )
ا/ت : هنگ کرده بودم نمیدونستم دوستش داشتم یا نه ولی میخواستم شاد شه گفتم
ا/ت : اره دوست دارممم ( داد و لبخند )
تهیونگ : میدونستم ( موفق )
باهم رفتن پایین روی مبل نشسته بودن که تهیونگ ل//ب هاشو گذاشت روی ل//بام
و منم همراهی کردم .
و پایان🍓
اقا چرت شد یا خوب بگید🥲🌟
#درخواستی #فیک #فیکشنن
دیدگاه ها (۱۰)

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

فیک تهیونگ. دوباره تو

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

تک پارتی✨صدای موزیک کل سالن رو پر کرده بود و نورهای صحنه مدا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد...ا/ت با صدای ز...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط