{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منتظرم...

منتظرم...
منتظر اونی که بیاد و دیوونگیامو بفهمه...
اونی که میگم میخوام جیغ بزنم نگه هیس زشته،
بگه 1-2-3
اونیکه وقتی باهاش میرم دریا نشینیم یه گوشه و فقط حرف بزنیم و دریا رو نگاه کنیم،
آب بپاشیم تو صورت هم
نترسیم از حرف مردم
بگم زندگی خودمه دلم میخواد دیوونه باشم...
کسی که وقتی بارون میزنه باهاش بدون چتر زیر بارون قدم بزنم..
وقتی بارون شدید شد بگه وای چه بارونی بعدم کاپشنشو بگیره بالا سرمون و بدوییم و بگه یکی از یکی دیوونه تر..بعدشم بزنیم زیر خنده و منم عشق کنم از خندیدنش...
کسیکه وقتی میریم مهمونی حواسش بهم باشه...وقتی مجبورم تو یه جمع کسل کننده حرفای خاله زنکیشونو تحمل کنم بهم اس بده
"قیافشوووووووووو داره زجر میکشه ها،دیونه کردن این دیوونه رو.پاشو بریم خونه خانومم"
خندم بگیره نگاش کنم چشمک بزنه بعدم با هزار بهونه از اون مهمونی خلاص شیم وقتی اومدیم بیرون باهم بزنیم زیر خنده...
وتا نصفه های شب خیابونارو باهم دور بزنیم و به چیزای الکی بخندیم
کسی که بی مقدمه ببوستم
کسی که بی مقدمه بپرم بغلش
کسی که کنارش خود خودم باشم
یه پسردیوونه
من واسه همچین دیوونه ای هستیمو میدم...
دیدگاه ها (۴)

پسره لباسای عیدشو گذاشته زمین ازشون عکس گرفته بعد زیرش نوشته...

ویو ات:بعد از اینکه جونگ‌کوک از اتاق رفت، با اینکه گرسنه بود...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت دوم(یک هفته بع...

عاشقانه های شبنم

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚 پارت ۳وقتی وارد م...

پارت ۱۹:خب فکر کنم عاشقت شدم! will l fill i love you

بریم✨ با این حرف های اون دختر تو خیلی عصبانی شدی و اضطراب رو...

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط