{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر سایه جئون

زیر سایه جئون


---

پارت ۵۰

صبح با صدای بسته‌شدن شدید در چشم باز کردم.
JK روبه‌روم ایستاده بود، دست‌ به سینه، با نگاه سردی که تنم رو لرزوند.

گوشی‌م توی دستش بود.

ـ دنبال این می‌گشتی؟
صدای خش‌دارش مثل شلاق خورد وسط قلبم.

ساکت موندم. نفسم بند اومده بود.
لبخند کجی زد.
ـ رمز نداشت... پیام‌های ارسال‌شده‌ت به رایان، به اون قاچاقچی، همه چیز واضح بود.
نزدیک‌تر اومد.
ـ همه‌چی نمایش بود؟ بغض‌هات، بوسه‌هات، شب‌هایی که تو بغلم خوابیدی؟

اشکام بی‌اختیار سرازیر شد.
ـ نه... نه جونگ‌کوک... باور کن از یه جایی به بعد...

ـ از یه جایی به بعد چی؟
داد زد.
ـ عاشقم شدی؟ بعدِ اینکه همه چیو زدی ترکوندی؟ بعدِ اینکه انبار اسلحه‌م نابود شد؟ آدما‌م زندونی شدن؟

به طرفم حمله نکرد.
فقط ایستاد، نگاهش شکست خورده بود.

ـ من بهت پناه دادم. با همه‌ی گندکاری‌هات، حتی وقتی تو رو دزدیده بودم...
لبش لرزید.
ـ من عاشقت شدم لعنتی. و تو… پشتمو شکستی.

با مشت، دیوار پشت سرم رو کوبید.
ـ از جلوی چشمم گم شو... قبل از اینکه نتونم خودمو کنترل کنم.

من فقط نگاهش کردم.
بغض، تنفر، عشق، نفرت… همش توی اون چشم‌هاش قهوه‌ای موج می‌زد.

رفتم…
ولی نمی‌دونستم این فقط شروع جهنم جدایی‌مونه.
اون منو نمی‌بخشید… هنوز.


---
دیدگاه ها (۰)

مهمونی پارت ۶۰

- عادت کرده بودم به اینکه نگاهم کنی، به اینکه لمسم کنی، به ا...

پارت نوزدهم | نزدیک تر.پارک لارابعد از رقص، دوباره کنار میچا...

همسایه طبقه بالا

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت سی‌ودوم 𓆪ات یک قدم عقب رفت.ـ «تو....

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖ویو اِریااِریا در رو باز کرد و هر سه ن...

پارت ۱۹۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط