{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برسنگ قبر من بنویسیدخستہ بود. چشمان اودائما از اشڪ شستہ ب

برسنگ قبر من بنویسیدخستہ بود. چشمان اودائما از اشڪ شستہ بود. بر سنگ قبر من بنویسیدڪل عمر پشت درے ڪ باز نمیشد نشستہ بود.
دیدگاه ها (۳)

ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﺧﻮﺩﺷﯿﻔﺘﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ...ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ...ﻣﻨﺖ ...

You forgive others not because you are weak, but because you...

آرام بگیــر دلـــم ... !میـــدانـم دلتنـگـش هستــی... میـــد...

Baaale injoriyast ;-)

پارت ۱۶

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

ادامه پارت ۴۳

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱✨______________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒____...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟒ویو جونگکوکبا حس خشکی دهنم اروم چشمام ...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط