«پمبه صبز»
«پمبه صبز»
(پارت ¹)
صلام من جانگ یونا هستم ²³ سالمه و درسم تموم شدع و شغلمم مدیر مالی یک شرکت است:)
علامت: +
من کیم تهیونگ هستم ²⁷ سالمه و مالک معروف ترین بیمارستان کره هستم و خودمم در بخش دکتر ها کار میکنم:)
علامت: _
از زبان یونا:
طبق روال همیشه از خونه زدم بیرون و توی راه شرکت بودم
رسیدم ب شرکت امروز حالم یه طوری بود نمدونم مال سرما بود یا چی زیاد اهمیت ندادم ولی هر لحظه حالم بد تر میشود و درد دلم بیشتر نیم ساعت دیگه ساعت کاریم تموم میشه و زود باید برم یه دمنوش بخورم
+:ایییی دمنوش هم فایده ای نداره اگ تا فردا بهتر نشد میرم دکتر
فردا:
طبق روال همیشه صبح زود از خواب بیدار شدم خداروشکر پنج شنبه بود و روز استراحت من درد دلم بهتر نشده بود و حتی بدتر هم شده بود نای دکتر رفتن نداشتم دوستمم گوشیشو جواب نمیداد
+:بهتره یک زنگ ب لونا بزنم
+:الو لونا خوبی
&:الوووو چیه باز کار داری
+: لونا چته منم یونا
&: حوصله تو رو ندارم و قطع کرد
حرف هاش قلبمو شکست اون تنها دوست صمیمی من بود چرا آخه¿چرا همه با من رفتارشون بده مگه من چیکارشون کردم(گریه)
رفتم لباس بپوشم که برم دکتر توی اینه نگاهی به خودم کردم
+:من چمشده چرا اینطوری شدم
بزور به بیمارستان رسیدم تا توی بخش رفتم و یهو پاهام سست شد و افتادم
+:اخخخ
پرستار به سمتم دوید
پرستار:خانوم حالتون خوبه
+:نه اصلا(گریه)
پرستار بهم کمک کرد تا روی تخت دراز بکشم
پرستار:من میرم دکتر رو خبر کنم آروم باش دخترم گریه نکن
+:ممنون
دکتر:خب خانوم جوان معلومه تو فکر فرو رفتن چت شده کجات درد میکنه
+:از دیروز دلم خیلی درد میکنه دمنوش و قرص خوردم ولی خوب نشد
دکتر:چشمات هم که باد کرده معلومه دیشب نخوابیدی
+:سرمو اوردم بالا و دیدم یه دکتر....
صلام امیدوارم از پارت اول خوشتون اومده باشه:))))
پارت بعد با ³⁰ لایک:))👀💕
(پارت ¹)
صلام من جانگ یونا هستم ²³ سالمه و درسم تموم شدع و شغلمم مدیر مالی یک شرکت است:)
علامت: +
من کیم تهیونگ هستم ²⁷ سالمه و مالک معروف ترین بیمارستان کره هستم و خودمم در بخش دکتر ها کار میکنم:)
علامت: _
از زبان یونا:
طبق روال همیشه از خونه زدم بیرون و توی راه شرکت بودم
رسیدم ب شرکت امروز حالم یه طوری بود نمدونم مال سرما بود یا چی زیاد اهمیت ندادم ولی هر لحظه حالم بد تر میشود و درد دلم بیشتر نیم ساعت دیگه ساعت کاریم تموم میشه و زود باید برم یه دمنوش بخورم
+:ایییی دمنوش هم فایده ای نداره اگ تا فردا بهتر نشد میرم دکتر
فردا:
طبق روال همیشه صبح زود از خواب بیدار شدم خداروشکر پنج شنبه بود و روز استراحت من درد دلم بهتر نشده بود و حتی بدتر هم شده بود نای دکتر رفتن نداشتم دوستمم گوشیشو جواب نمیداد
+:بهتره یک زنگ ب لونا بزنم
+:الو لونا خوبی
&:الوووو چیه باز کار داری
+: لونا چته منم یونا
&: حوصله تو رو ندارم و قطع کرد
حرف هاش قلبمو شکست اون تنها دوست صمیمی من بود چرا آخه¿چرا همه با من رفتارشون بده مگه من چیکارشون کردم(گریه)
رفتم لباس بپوشم که برم دکتر توی اینه نگاهی به خودم کردم
+:من چمشده چرا اینطوری شدم
بزور به بیمارستان رسیدم تا توی بخش رفتم و یهو پاهام سست شد و افتادم
+:اخخخ
پرستار به سمتم دوید
پرستار:خانوم حالتون خوبه
+:نه اصلا(گریه)
پرستار بهم کمک کرد تا روی تخت دراز بکشم
پرستار:من میرم دکتر رو خبر کنم آروم باش دخترم گریه نکن
+:ممنون
دکتر:خب خانوم جوان معلومه تو فکر فرو رفتن چت شده کجات درد میکنه
+:از دیروز دلم خیلی درد میکنه دمنوش و قرص خوردم ولی خوب نشد
دکتر:چشمات هم که باد کرده معلومه دیشب نخوابیدی
+:سرمو اوردم بالا و دیدم یه دکتر....
صلام امیدوارم از پارت اول خوشتون اومده باشه:))))
پارت بعد با ³⁰ لایک:))👀💕
- ۱۹.۷k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط