{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love is a kille

love is a kille
s.²
p.¹⁸

•‌ دو هفته بعد •

ویو ات
( یه هفته هست که کلا خیلی بی حوصله شدم عصاب ندارم بعضی وقتا بالا میارم تهیونگ گفت بریم دکتر برا همین آماده شدم رفتم پایین )

ویو تهیونگ
( یه چند روزی بود ات هی بالا می‌آورد و حوصله نداشت گفتم بهتره بریم دکتر منتظر ات بودم که دیدم اومد رفتیم بیمارستان دکتر ات رو ماینه کرد )

- آقای دکتر حال همسرم خوبه

¤ فعلا ازشون آزمایش گرفتیم یه ساعت دیگه جواب آزمایش میاد تا اون موقه سرمشونم تموم میشه

- ممنون

¤ انجام وظیفست .


ویو تهیونگ
( رفتم پیش ات دیدم خوابه این چند روز خیلی خوابالو شده بود رفتم گونش رو بوسیدم و روی صندلی نشستم )

• یک ساعت بعد •

( ات بیدار شدم بود سرمش تموم شده بود که دکتر اومد داخل )

- جواب آزمایش اومد

¤ بله جناب کیم همسر شما سرطان خون دارن

( چیه فکر کردی بارداره زرشک شوخی کردم من فیک رو اینجوری تموم نمیکنم جناب کارگردان یه فلش بک بزنید )

- جواب آزمایش اومد؟

¤ بله جناب کیم همسر شما باردار هستن تبریک میگم( لبخند )

وات الان چی شد من باردارم

- ات تو بارداری یعنی یعنی من دارم بابا میشم

من دارم مامان میشم ؟

- عرررر من دارم بابا میشم

من دارم مامان میشممممم( زوق )

وایسا

- هوم ؟

‌ هنوز خیلی زوده ما حتی ازدواجم نکردیم ( یکی زد پس کله تهیونگ ) ( الهی دستت بشکنه😐)

- اخ چرا میزنی

تقصیر توئه

- تو خودت گفتی یادت نیست

من مست بودم تو باید انجام میدادی

- خب منم تقریبا مست بودم

یعنی الان ما داریم مامان بابا میشم

- حس عجیبیه نه ؟

اره

- بهتره بریم دیگه

اوهوم


.......ادامه دارد ..........
پارت بعد توی کامنتا
دیدگاه ها (۱۹)

پارت. ۲۸

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

ویو کوک ساعت 12 نصفه شب بود هنوز نیومده بود خونه گفته بود می...

مربی موتور سوار

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط