پارت ۴

الامت ها
کوک ،
لیا @
یونا +
تهیونگ _

ویو کوک
وای پسر من یا دم نبود تهیونگ داخل اوتاق من داره لباس عوض میکنه کوک سریع رفت بره داخل اوتاق که صدایا جیغ شنید
،یا جد شیرموز
@ کرشدم برا چی جیغ میزنین
_ خوب روبه یونا این خانوم جیغ زد منم جیغ زدم
+ ایشون لخت بود میخواین جیغ نزنم
@واقعا که مگه بچه ای!!؟؟
، خوب حالا بسه تهیونگ تو تیشرت رو بپوش تا من معرفی کنم
روبه یونا ایشون پارک یونا هستند دوست مشترک منو خواهرم لیا
روبه لیا ایشونم جئون لیا خواهرم
روبه یونا ایشون دوست صمیمیم که تو این دوازده سال باهاش بودم کیم تهیونگ و پسر خاله جنابعالی هستند

یونا
با این حرف کوک قلبم ایستاد این اون تهیونگی که من می‌شناختم نبود چشمای مهربونش
الان تبدیل به چشمی سرد شده بودن
ولی هزار برابر جذاب‌تر شده بود
عطر تلخش داخل فضا پیچیده بود
تو ی فکر خیا لیام بودم که یونا گفت
@ خیلی خوب آماده شین نیم ساعت دیگه میریم بار
+ باش
+ روبه کوک گفتم یا جونگکوکا کشک منو بده
کوک تک خنده ای کردم بهم کشک داد منم سریع از اوتاق رفتم بیرون

فلش بک به نیم ساعت بعد
،خوب همه آماده این
@+ بله ناخدا
،خدایا من تو تربيت این دوتا چی کم گذاشتم
_ یا جی کی بسته بیا بریم
،اوکی بریم
،خوب منو لیا عقب میشینیم
نکته با ماشین یونا رفتند
+ اونوقت چرا لیا میاد کنار من خوب آقای جئون
،نههههه خواهر خودمه باید پیش خودم باش منو خواهرم تو پسر خالت
+ اوکی
دارم برات آقای جئون داخل گوش کوک

ویو تهیونگ
محو رانندگیش شده بودم عجب دست فرمونی داشت داخل فکرو خیالم بودم که لیا گفت
@ یونا اهنگ بزار
+ اهنگای من غمگین هست مشکلی نداری
@ چرا دارم پدصگ از ۱۲ سال پیش فقط اهنگ غمگین گوش میدی الان خودم اهنگ میزارم
لیا اهنگ Melovy رو گذاشت

فلش بک داخل بار

از زبان یونا منو لیا کوک انقدر خورده بودیم که مست مست بودیم
فقط تهیونگ هوشیار بود

اومدم دوباره بخورم که تهیونگ نذاشت
+ ای خوشگله شماره بدم پاره کنی(
با حالت مستی زیاد)

_ نه دوست دختر دارم

+ ههه چیه فکر کردی عاشق چشم ابروت شدم منم دوست پسر دارم اسمش تهیونگ (باحالت مستی ) زیادی خوردی

،وای من چرا انقدر خوردم تهیونگ منو لیا میریم خونه تو یونا هم بیاین خونه ما
_ ن
+ باش میایم
+ روبا تهیونگ عشقم بریم
،تهیونگ فکر کنم دختر خالت زیادی خورده
_ دقیقا ....
+ یا چاگیا منو بغل کن نمی تونم راه بیام
_ هی روزگارا .... چشم بغلت هم میکنم
ویو تهیونگ بغلش کردمو به سمت خونه‌ی جونگکوک اینا راه افتادم
نکته کوک و لیا نقشه ریخته بودن
داخل پارت بعد میگم چه نقش‌ ای ریختن





شرط هارو زود رسوندید بخاطر همین گذاشتم



شرط پارت بعد
فالو: ۴
لایک :۱
کامنت : ۱
دیدگاه ها (۲)

#میکاپ_آرتیست_من

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

part1

P9 . PRISAN MAFIA.

Iove and the moonPart51♡ویو مهمانی● ساعت هشت شب بود و من و ک...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕¹⁷ویو انیاخیلیییی حوصله سر بر بود منتظر بو...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۸منو جین تصمیم گرفتیم بریم ع...

- میگم میای بریم کافه تریا یک چیزی بخوریم + بریم من که کاری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط