بی توجه به حرفش سوار ماشین شدم رفتم کارخونه رفتم داخل که

بی توجه به حرفش سوار ماشین شدم رفتم کارخونه رفتم داخل که جین نامجون بلند شدن جین با شتاب اومد سمتم که نامجون دستش و گرفت
=عوضی مادرم کم بود برات خواهرمم مبخوای بکشی
نامجون اومد سمتم اگر به من بود که هرلحظه گلوش و جر میدادم تیکه تیکش میکردم
&اون بی تقصیره هنوز نمیدونه قاتل مادرش کیه فقطت میدونه یه پسر بچه با گلدون زده تو سر مادرمو کوک اونو قاطیه این بازیه کثیف نکن اون هنوز بچس بهش نگفتیم قاتل مادرش کیه ک بلند نشه بیفته دنبالت
-انقد قاتل قاتل نکن توهم قاتلی ولی تقاص اون روزامو ک یه هفته هیچی نبود بخوریم تو کوچه از ابن اون کتک مبخوردم
پولایی ک با زحمت خودم جمع میکردم ازم میگرفتن خواهرت باید بده چون برادرش زیادی تقاص داد بزار یکم خواهر لوس نازک نارنجیش بده انقدم دیت پا نزنید اون دبگه زنه منه
=حرومزاده عوضی با مشت میزنه تو صورت کوک
-پوزخندی زدم خون دماغمو پاک کردم انقدم جوش نزنید
&بزار حداقل ببنیمش
_مگ من تونستم دوباره مادرمو ببینم ک شما میخوایید ببننش
&کوک تو مادر مارو زدی منم مادرتو زدیم انتقام دیگت واسه چیهههه لعنتی
-خدافظ
&کوکککککک
پوزخندی زدم دردم مادرمه درد دیگم سختیا ک کشیدم درد دیگم افسردگی یومی درد دیگمم از دست دادنه ویولت
که همشون تقصیر یه نفره اونم ویناست اگر نبود اینا هم نبود اون مادر عوضیش وایه محافظت از وینا دشت مادرمو میزد
دوباره حال همیشگی اومد سراغم سیگارمو روشن کردم حرکت کرد سمت خونه...
دیدگاه ها (۰)

بادیگارده شخصی من پارت۳

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟒@لیام +ت تهیونگ@کیی بود +خ خب م @ی سیلی محکم بهش زدم ا...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_17لبمو گاز گرفتمخدایا...

Forbidden love①②ا/ت: جئون جونگ‌کوک؟ تو اینجا چیکار می‌کنیکوک...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

bts

Love you پارت هفدهم _بچه خودتی&ارع بابا معلوم-ایش-اصن بیخیال...

پارت ۴۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط