.

.
و تو
هر جا و هر کجای جهان که باشی
باز به رویاهای من بازخواهی گشت
تو مرا ربوده٬ مرا کشته
مرا به خاکستر خواب ها نشانده ای
هم از این روست که هر شب
تا سپیده دم بیدارم
عشق همین است در سرزمین من
من کشنده ی خواب های خویش را
دوست می دارم

#سيد_علي_صالحي
.
دیدگاه ها (۰)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

قسمت ۷

𝖕𝖆𝖗𝖙19مارال نیمه‌شب از اتاق بیرون آمد. راهروها تاریک بودند. ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

صبح روز بعد، ا.ت وقتی از خواب بیدار شد، یک جعبه کوچک روی میز...

آوای شبپارت ۱۷ویو دامیانهاا من اینجا چیکار میکنم ؟ چییی انیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط