دوست پسر دمدمی مزاج
پارت 6 (دوستان توجه کنید پوستر تغییر کرده)
... چشماش پف کرد و قرمز شد .
جونگ کوک داشت با ماشین رانندگی میکرد که یهو یه کامیون از جلو میاد و ...
«صدای چرخ ها بیمارستان» ، «عجله کنین !» ، «ات ، ات !!» ، «جونگکوک ، جونگکوک !!» ، «جونگکوک چشماتو باز کن !! جونگکوک !!» «صدای گریه» ، «جونگکوک !!» ، «خانم شما نمیتونید وارد بشید» صدا توی سر ات میپیچید . (خون ، خون ، دستای خونی) ات روی صندلی جلوی اتاق عمل نشسته بود و به دستایی که به خون جونگکوک بود و میلرزید نگاه میکرد که یهو چراغ اتاق عمل خاموش شد دکتر جراح بیرون اومد و گفت : ما تمام تلاشمون رو کردیم ، آسیب جدیه . زنده موندن یا نموندنش رو باید به تقدیر بسپاریم . پاهای ات سر خورد و مستقیم افتاد روی صندلی . مغز ات ظرفیت این همه سختی رو نداشت صداهای روز فوت مادرش و امروز توی بیمارستان توی سرش میپیچیدن . قندش افتاد و از هوش رفت .
وقتی بیدار شد روی تخت دراز کشیده بود و بهش سرم زده بودن . تا چشماش رو باز کرد سرم را از دستش کشید و رفت سمت پذیرش و گفت : جئون جونگکوک کجاست ؟؟ پرستار گفت : خانم چرا سرمتون رو درآوردید ؟ باید استراحت کنـ... اما ات حرفش رو قطع کرد و با داد گفت : جونگکوک کجاست ؟. پرستار گفت : خانم آرومتر ! اینجا بیمارستانه ! بخش ۲ اسم آقای پارک روی در نوشته .
ادامه دارد ... .
... چشماش پف کرد و قرمز شد .
جونگ کوک داشت با ماشین رانندگی میکرد که یهو یه کامیون از جلو میاد و ...
«صدای چرخ ها بیمارستان» ، «عجله کنین !» ، «ات ، ات !!» ، «جونگکوک ، جونگکوک !!» ، «جونگکوک چشماتو باز کن !! جونگکوک !!» «صدای گریه» ، «جونگکوک !!» ، «خانم شما نمیتونید وارد بشید» صدا توی سر ات میپیچید . (خون ، خون ، دستای خونی) ات روی صندلی جلوی اتاق عمل نشسته بود و به دستایی که به خون جونگکوک بود و میلرزید نگاه میکرد که یهو چراغ اتاق عمل خاموش شد دکتر جراح بیرون اومد و گفت : ما تمام تلاشمون رو کردیم ، آسیب جدیه . زنده موندن یا نموندنش رو باید به تقدیر بسپاریم . پاهای ات سر خورد و مستقیم افتاد روی صندلی . مغز ات ظرفیت این همه سختی رو نداشت صداهای روز فوت مادرش و امروز توی بیمارستان توی سرش میپیچیدن . قندش افتاد و از هوش رفت .
وقتی بیدار شد روی تخت دراز کشیده بود و بهش سرم زده بودن . تا چشماش رو باز کرد سرم را از دستش کشید و رفت سمت پذیرش و گفت : جئون جونگکوک کجاست ؟؟ پرستار گفت : خانم چرا سرمتون رو درآوردید ؟ باید استراحت کنـ... اما ات حرفش رو قطع کرد و با داد گفت : جونگکوک کجاست ؟. پرستار گفت : خانم آرومتر ! اینجا بیمارستانه ! بخش ۲ اسم آقای پارک روی در نوشته .
ادامه دارد ... .
- ۳۳.۰k
- ۲۶ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط