پارت ۷
"از زبان شینوبو "
میتسوری پن نمیدونم چجوری به گیو بگم که دوستش دارم😔
میتسوری:نگران نباش من کمکت میکنم
مرسی میتسوری 😊
*رفتن پیشه گیو *
<از زبان گیو>
داشتم میرفتم خونه که یک دفعه شینوبو و میتسوری رو دیدم که آمدن پیشم
سلام کوچو
سلام کانروجی
میتسوری :سلام جناب تومیوکا
شینوبو :سلام تومیوکا سان
کوچو ، کانروجی من میرم ایگورو رو بیارم بعد باهم بریم بیرون
شینوبو و میتسوری:چشم تومیوکا
رفتم پیشه ایگورو و گفتم:سلام ایگورو میگم میای با کوچو و کانروجی بریم بیرون؟؟؟؟
ایگورو:آره میام فقط چون همسرم هستش یعنی کانروجی 🙄
^رفتن رستوران ^
#ایگورو و میتسوری داستان ازدواج شون رو برای شینوبو وگیو تعریف کردن #
<نکته شینوبو و گیو پیشه هم نشته ایگورو و میتسوری هم پیشه هم>
"از زبان میتسوری"
کوچو سان یه سوال ازت دارم ولی بیاد درست جوابم رو بدی 😏
شینوبو : بپرس
شینوبو کوچو شما از کسی خوشت میاد ؟😈
شینوبو: ام.... خوب.......... من..... از......ت
میتسوری پن نمیدونم چجوری به گیو بگم که دوستش دارم😔
میتسوری:نگران نباش من کمکت میکنم
مرسی میتسوری 😊
*رفتن پیشه گیو *
<از زبان گیو>
داشتم میرفتم خونه که یک دفعه شینوبو و میتسوری رو دیدم که آمدن پیشم
سلام کوچو
سلام کانروجی
میتسوری :سلام جناب تومیوکا
شینوبو :سلام تومیوکا سان
کوچو ، کانروجی من میرم ایگورو رو بیارم بعد باهم بریم بیرون
شینوبو و میتسوری:چشم تومیوکا
رفتم پیشه ایگورو و گفتم:سلام ایگورو میگم میای با کوچو و کانروجی بریم بیرون؟؟؟؟
ایگورو:آره میام فقط چون همسرم هستش یعنی کانروجی 🙄
^رفتن رستوران ^
#ایگورو و میتسوری داستان ازدواج شون رو برای شینوبو وگیو تعریف کردن #
<نکته شینوبو و گیو پیشه هم نشته ایگورو و میتسوری هم پیشه هم>
"از زبان میتسوری"
کوچو سان یه سوال ازت دارم ولی بیاد درست جوابم رو بدی 😏
شینوبو : بپرس
شینوبو کوچو شما از کسی خوشت میاد ؟😈
شینوبو: ام.... خوب.......... من..... از......ت
- ۱۹.۴k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط