{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرسه های شاعرانه........(من)

پرسه های شاعرانه........(من)


در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پاپوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در آیینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام ‚ کجا
ندیده ای مرا ؟؟
دیدگاه ها (۲)

تامل کن همراه با........(من)گروهی از دانشمندان ۵ میمون را در...

دوکلام حرف حساب با........(من)به ما انسان ها حق انتخاب داده ...

دو کلام حرف حساب با........(من)مادر هیات پروانه ی هستیبا همه...

من.......نوشت.......(من)..دلمبرای تمام حرف هایی که نمی زنی ت...

«رایحه پنهان»فردای آن روز | ۶:۰۴ صبحتق... تق... تق...صدای کو...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت سیزدهم: وقتی بازیِ لوس‌بازی، ج...

《검은 마음》پارت سوم کتابخانه‌ی قدیمیساعت ۸:۴۷ شب.سئول زیر نور چر...

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

در انتهای هر سفردر آیینهدار و ندار خویش را مرور می کنماین خا...

در انتهای هر سفردر آیینهدار و ندار خویش را مرور می کنماین خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط