در انتهای هر سفر

در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پاپوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در آیینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام ‚ کجا
ندیده ای مرا ؟ حسین پناهی
دیدگاه ها (۴)

فردا فردا کردن

🍷 شراب قرمزپارت ۱۳ | سایه‌ی خیانترینا هنوز به پیام روی گوشی ...

پارت ۴

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_27فصل سیزدهم | ...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

چند پارتی بازی ممنوع

در انتهای هر سفردر آیینهدار و ندار خویش را مرور می کنماین خا...

در انتهای هر سفردر آیینهدار و ندار خویش را مرور می کنماین خا...

در انتهای هر سفردر آیینهدار و ندار خویش را مرور می کنماین خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط