کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود، پسر ثروتمند و مغروری به او
کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود، پسر ثروتمند و مغروری به او رسید وبا تکبر گفت:
.
.
.
بکار ؛
.
.
.
بکار که هر چه بکاری ما میخوریم!
.
.
.
کشاورز نگاهی ب او انداخت و گفت: دارم یونجه میکارم!
.
.
.
بکار ؛
.
.
.
بکار که هر چه بکاری ما میخوریم!
.
.
.
کشاورز نگاهی ب او انداخت و گفت: دارم یونجه میکارم!
- ۶۶۰
- ۱۴ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط