{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگهبان( پارت سوم )

نگهبان( پارت سوم )
* ویو ا/ت *
بعد چند ساعت هنوز هیچکس رو نمی‌شناختم!!!!
* یک روز بعد *
مینسو : چاگیاااا....بلند شو دیگه باید بری مدرسه دیرت میشه هااا...!
ا/ت : اخخخخ...
پاشدم به امید اینکه برگشتم خونه خودم ولی بازم همونجا بودم!!!!!
ا/ت : خدایاااااا!!! من چه مرگم شدههه؟؟؟؟!!!
مینسو : چه خبرته...پاشو لباس بپوش برو مدرسه!
ا/ت : هوففففف....خدا!
رفتم کمد رو باز کردم یه لباس مدرسه بود پوشیدم و رفتم بیرون از اتاق....
مینسو : راه مدرسه رو بلدی که؟
ا/ت : خ...خب نه!
مینسو : ای بابا..برو تو ماشین خودم ببرمت!
ا/ت: باشه... .
رفتم سوار ماشین شدم و حرکت کردیم تا مدرسه..حتا مدرسه رو هم نمیشناختم...همچی برام عجیب بود!
مینسو : پیاده شو!
پیاده شدم و رفتم داخل مدرسه...ولی هیچ کس رو نمیشناختم !!!
همه داشتن پچ پچ میکردن...
ا/ت : اینا کین دیگه؟!
رفتم سر کلاس و یه جای خالی پیدا کردم و نشستم....
ا/ت : هوففف....
بعد از تموم شدن مدرسه رفتم بیرون و که همون مینسو رو دیدم و رفتم سوار ماشین شدم...
و تا خونه رفتیم...منم رفتم اتاق یکم آروم بودم ولی هنوز خیلی خیلی تعجب کرده بودم که اینجا کجاست..حتا قیافم هم تغییر کرده بود!!!


هعییی:))
دیدگاه ها (۴۸)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

عشق بی پایان

پارت. 33

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط