{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#فرماندار_ورامین (عاشق شیشلیک !!!! ) بخواند :

#فرماندار_ورامین (عاشق شیشلیک !!!! ) بخواند :


#شیشلیک



#همسر_شهید_چمران:

چمران وقتی یتیم خانه ای را در لبنان دایر می کند در آن فضا به خانمش میگوید ما از این به بعد غذایی را میخوریم که این یتیم ها میخورند.


همسر لبنانی شهید چمران تعریف می کند که یک روز مادرم غذای گرم و لذیذی را برای من و مصطفی پخته بود.


مصطفی آن شب دیر وقت به خانه آمد. وقتی به او گفتم بیا این غذا را بخور، همین که خواست بخورد از من پرسید که #آیا_بچه_ها هم از #همین_غذا خوردند؟ 



گفتم: نه !

بچه ها غذای یتیم خانه را خوردند و این غذا را مادرم برای شما پخته،

#چمران با تمام گرسنگی و ولعی که برای خوردن غذا داشت، این غذا را کنار گذاشت و گفت ما قرار گذاشتیم فقط غذایی را بخوریم که بچه ها بخورند.


به او گفتم حالا که بچه ها خوابند و شما هم که همیشه رعایت می کنید این دفعه این غذا را بخورید.

دیدم چمران شروع کرد اشک ریختن و گفت #بچه_ها_خوابند #خدای_بچه ها که #بیدار است. 
.
.

#پ.ن؛

غلامرضا یوسفی فرماندار جدید ورامین:

من اهل شیشلیک و کباب هستم و شفاف هم می گویم که با نان و پنیر نمی توانم کار کنم, از ماشین خوب سوار شدن هم ترسی ندارم”.

.
.
.
#چ_مثل_چمران


#مانور_تجمل #ورامین #شیشلیک_خوری #تزویر_و_ریا
#دولت_تجمل #دولت_روحانی #روحانی #حاشیه_سازی



#حق_پایدار_است
دیدگاه ها (۷)

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

Custom bride part : 5

قسمت ۶

#انسانیت #انسان_بودن#انتظار #نوزاد #دردناک‌ترین_انتظار #انسا...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

آتیشی که از بارون شروع شد part 49ویوی جونگکوکضبط صوت رو بررس...

خیلی خب! الان دیگه وقت رمان نویسیه.

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط