پدر واژه ای به وسعت تمام دنیا

پیرمردی موبایلشو برد تعمیر کنه،
بعداز مدتی تعمیرکارگفت:
موبایلت سالمه پدرجان،چیزیش نیست.
پیرمرد با صدای غمگین گفت:
پس چرا بچه هام زنگ نمیزنن...🥹
دیدگاه ها (۰)

برده عمارت جئون

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 10رینا با دیدن پدر ناتنیش چند قدم از در فاصله...

پارت اول: سایهٔ سنگین خانهاین چند پارتی رو داشتع باشید تا فی...

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۹۹ ویو راوی نورا ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁷ویو یوناداشتیم میرفتیم سمت کوه ...

ابلیس

♦️ علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی ۲ تن از عناصر جنایت اصفهان که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط