زخمامو به عمه هام نشون دادم

زخمامو به عمه هام نشون دادم
گوشواره هامو به ساربون دادم
من باید بابامو امشب ببینم‌
نمی‌خوام بیاد ببینه جون دادم
#ملت_حسین_به_رهبری_حسین
دیدگاه ها (۱)

ازش زنده بیرون اومدم🖤ولی فکر کنم عقلمو از دست دادم💢گفتم حالم...

پارت بعدی 🎀ات چند لحظه به فنجان روی میز خیره ماند.+ جون‌هیه....

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶 #پارت_70سر میز نشستم خواستم قاشقی...

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁹ویو: اتهنوز باورم نمی‌شد.بابا......

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

A Shadow Named Youسایه‌ای به نام تو P.17(روایت از زبان ا.ت)ب...

رمان انتقام ازدواج کامل

رمان اسیر خان پارت شانزدهم ۱۶

پارت1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط