{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک امشب.....................

یک امشب.....................
را می خواهم ازت متنفر باشم . .
حداقل به پاس یک عمر عاشقی ِ بی حاصل . .
امشب ازت متنفرم . . .
به خاطر بارانی که بارید و نبودی،
به خاطر این بغض های لعنتی ،
که بی صدا می شکنند ،
به خاطر دردهایی که مرهمش فقط تویی ،
به خاطر ِ این حس داغونی که تمامی ندارد ،
به خاطر حرف های تلنبار شده در گلویم ،
به خاطر آوار شدن آرزوهای مشترکمان
و . . .
و . . .
متعجبم چرا عشقم به نفرت تبدیل نمی شود ..
که چرا از یادم نمی روی ،
ای رفته از دست؟!؟..
این جمله ام را با همان عشق همیشگی مان بخوان .....
"یادت باشد امشب ازت متنفرم . .
اما تو باور نکن" . . .
دیدگاه ها (۱۱)

مهمونی پارت ۶۰

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲ | عروسِ قلابیهانا هنوز نمی‌تونس...

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕𝟒ویو نیا...

امشب را می خواهم ازت متنفر باشم... حداقل به پاس یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط