مهمونی پارت ۱۴

نگاه تهیونگ 🖤
گوشی رو توی جیبم گذاشتم.
از جام بلند شدم.
جونگکوک هم کنارم راه افتاد.
هنوز دو قدم برنداشته بودیم...
بووووم! 💥
کل کلاب لرزید.
مردم جیغ کشیدن.
لیوان‌ها روی زمین خرد شدن.
تق! تق! تق! 🔫
صدای تیر...
از ورودی کلاب بلند شد.
یکی داد زد:
ـ همه بخوابین روی زمین!
یه گروه نقاب‌دار هجوم آوردن.
حدود بیست نفر.
همه مسلح.
یکی مستقیم سمت لونا اسلحه گرفت.
لعنت...
بدون فکر دویدم.
بازوی لونا رو گرفتم.
محکم کشیدمش پایین.
تق!
گلوله از بالای سرش رد شد.
هردومون پشت بار افتادیم.
لونا نفس‌نفس می‌زد.
ـ بازم...؟
نگاهش کردم.
ـ انگار امشب شانس با ما نیست.
جونگکوک از اون طرف کلاب اسلحه‌ش رو کشید.
تق! تق!
دو نفر همون اول افتادن.
محافظ‌هام هم وارد درگیری شدن.
کل کلاب تبدیل شد به میدان جنگ.
یه مهاجم نارنجک دودزا پرت کرد.
پوف!
دود خاکستری همه‌جا رو گرفت.
هیچی دیده نمی‌شد.
صدای قدم‌ها نزدیک‌تر می‌شد.
زیر لب گفتم:
ـ دارن دورمون می‌کنن...
لونا آروم گفت:
ـ پس باید اول ما حمله کنیم.
نگاهش کردم.
لبخند زدم.
ـ دقیقاً.
از پشت بار بیرون پریدم.
تق! تق! تق!
سه نفر افتادن.
جونگکوک از طبقه دوم فریاد زد:
ـ تهیونگ! سمت چپ!
همون لحظه...
یه نفر از پشت ستون بیرون پرید.
اسلحه‌ش مستقیم روی لونا قفل بود.
قلبم ایستاد.
ـ لونا... پایین!
همزمان ماشه رو کشیدم.
تق!
گلوله قبل از شلیک اون...
به شونه‌ش خورد.
اما...
از پشت سرش،
چهار نفر دیگه بیرون اومدن.
همه اسلحه‌هاشون...
روی ما قفل شده بود. 🖤
انگشت خوشگلتو قِر بده رو لایک ❤
دیدگاه ها (۱)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑ویو جونگکوکصدای آلارم کل ساختمان رو بر...

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟓پارت 33 و 34 داخل هایلایته*صدای قدم‌ها...

(debt (part 2

ات تمام مسیر رو ساکت بود.بالاخره ماشین جلوی یه خونه قدیمی مت...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

پارت ۱۹۶

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 27مینهو با شنیدن حرف‌های سونگ‌چول، ...

[پارت۲]لونا آروم به هوش اومدچیزی جز تاریکی ندیدمثل کصخلا خند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط