🔴 خاطره‌ شنیدنی از مهدکودک دو نوه رهبری

🔴 خاطره‌ شنیدنی از مهدکودک دو نوه رهبری

🔻 سال پیش زهرا یِ مهدکودکی تو خیابون خراسون می‌رفت. هرشب که میومدم خونه از اتفاقات مهد میگفت. بین خاطراتش همیشه قربون صدقه هدی وبشری می‌رفت و از شیطنت‌های حسین می‌گفت. یه روز این عکس و توگوشیم دید. گفت: عه بابا بابا حسین باقری! گفتم مطمئنی؟ گفت: اره باباجون خودشه حسینِ

🔻 خانمم هم تایید کرد و گفت: خودشه هر روز با مادرش میاد. مادرش از مربیای مهد هم هست. ولی پیش آقا چی کار میکنه؟! برای من خیلی باورش سخت نبود، ولی خانمم خیلی تعجب کرد و مرتب سوال می‌کرد. می‌گفت: اخه خیلی ساده میاد و میره، با مربیا و مادرا هم خیلی گرم می‌گیره و از نظر حجاب هم چادری معمولیه
تازه فهمیده بودیم که همبازی این ۲ سالِ زهرا و اون پسر شیطون مهد، نوه‌ی دختری آقاست.

💢 خدارو شاکرم که دختر رهبری که دنیا رو تکون داده مثل یه معلم ساده و بدون الایش وتکلف رفت و امد می‌کنه. البته که، باید فرزندان همه‌ی مسؤولینمون اینچنین باشن
منبع: پایگاه خبری فردا

@Afsaran.ir
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱#تو راز شب های منیسئول، ساعت شش و نیم صبح.بارون از دیش...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(دوشنبه__ ۱۰:۲۳ د...

اسم سناریو: 𝐀𝐓𝐓𝐀𝐂𝐇𝐌𝐄𝐍𝐓معرفی شخصیت ها:=هیونجین -پسری ۱۹ ساله،...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

{محکوم به لمس } part ۳۰ 杂交种 این قاب در چشم‌های جیمین‌ به حد...

فرزندِ آقامون امام سید مجتبی خامنه‌ای رتبه ۱۰۶ کنکور انسانی ...

رمان انتقام ازدواج کامل

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط