🍃🧡#تابستان_دلبر🧡🍃

🍃🧡#تابستان_دلبر🧡🍃



می گفت من پاشنه ی #کفش تو بودم
به وقت رفتن
و #تیک‌تاکِ‌ساعتت
به وقت خوابیدن
من همان
#خمیازه ی بلند پیش از خواب بودم
همان آخرین #آجر روی دیوار

برای تو
ای #دخترکِ سر به هوا
من آسمان بودم !

می گفت
من #قند پهلوی چای تو بودم
فنجان تو بودم
#دلهره ی کوچک تو بودم
و تو
تو
هنوز #اندوهِ بزرگ منی ...✍️📸



#مونا_مهرپور



#آرامکده


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۴/۰۶/۲۰

۲۲:۱۱⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

پارت ۳

شانس ما.. 😑😑😑😑😑😑دوتایی تزئیینش کردن و لینو عکسشو گرفت🥹😂🤏لینو...

قسمت اول: روزی که آرامش برای همیشه مُرد!ساعت ۹ صبح بود. با ه...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط