پارت دوم💋

پارت دوم💋
نفرت عشق

دیدن همه نشستن دارن صبحت میکنن
ارسلان :اقایون خانوما عشقتون اومد😌
مهدیس: نه بابا عشقمون تویی🤣
ارسلان :بلع بله
همه خندیدیم
ممد:از خودتون پذیرایی کنید بچه ها خونه خودتونه
یهو زنگ خونه خورد
ممد: کسی قرار بود بیاد
نیکا:نه نه چه کسی نه کسی قرار نبود
دیانا:من میرم باز میکنم
ارسلان: خودم‌میرم

ارسلان رف درو باز کرد که با عسل روبه رو شد

همه مونده بودن مگه عسل کات نکرد با ممد الان اینجا چیکار میکنه

عسل:سلام به همه
کسی جواب نداد
نیکا:سلام
عسل:خوبی
عسل جوابی ندادو نشست پلو نیکا

ممد بدون هیچ حرفی مات زده رف تو اتاق

محراب ارسلان متین هم دنبالش رفتن

ارسلان: چته تو ممد شب تولدت اومدی اتاق
متین:راست میگه دیگه گمشو بریم
محراب:اره دیگه راست میگن
ممد روتخت جوری که سرش پایین بود دوتا دستاش رو پیشونیش گف

ممد:انتظار نداشتم بیاد یاد قدیما افتادم یاد اون دوست دارمای الکی که به من میگفت داغون شدم

ارسلان: اگه بخای میتونی ببخشیش؟

ممد : من هنوز دوسش دارم اما اون نع

محراب: اخه از کجا میدونی

متین: اون حتما دوست داره که اومده تولدت

یهو در باز شد مهدیس بود بیاین دیگه مهراب عشقم نمیای؟

محراب: چرا عزیزم

مهدیس رف

متین: خاک تو سر زن زلیلت کنم

ارسلان ممد خندیدن

ارسلان: بریم دیگه دخترا منتظرن..


ادامه دارد...

😘✨
https://splus.ir/joinchannel/fRm9M6HFPbchgzsWq87UCwAK

لینک کانال قبلیم‌که الان فیلتره😐
دیدگاه ها (۲)

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

اورلورا

رمان عشق ممنوع

دیو و دلبر پارت 1_مامان فقط امشبه ساعت ۱۰ میرم قول میدم ساعت...

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)بنگچان/ا.تساعت ۸ خوبه؟باشه پس منت...

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

ددی خون آشام من

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط