ماه من...

Part ²✨🌜



(جونگکوک عصبانی بود پوزخندی عصبی زد)
جونگکوک: ناراحت شدی مزاحم شدم؟
ات: کوک منظورم این نبود من...
(جونگکوک اجازه نداد لیسا حرف بزنه توی حرفش پرید)
جونگکوک: اهان منظورت این بود که بد موقع اومدم چون با دوست پسرت مشغول عشق و حال بودی!
(ات دست جونگکوک رو گرفت)
ات: ببین اینطور نیست! بزار توضیح بدم
جونگکوک: چه توضیحی؟ میخوای بدی بوسه خیس داد یا...
(ات عصبی شد و پرید تو حرف جونگکوک)
ات: بس کن! این چرت و پرتارو هم نگو
جونگکوک: چرت پرت هوم؟؟؟
(جونگکوک دستشو کوبوند رو میز و با خشم نگاه ات میکرد)
جونگکوک: وقتی ببینی زنت که حتی اجازه نمیده دستشو بگیری و بعد ببینی تو کافه داره یه مرد دیگه رو میبوسه چیکار می‌کنی ؟ میشینی نگاه میکنی ها؟؟!! من برات گفتم صبر میکنم قبول اما تحمل اینو نمیکنم که بهم خیانت کنی
(جونگکوک دستشو از روی میزد برداشت)
جونگکوک: نشونت میدم ، وقتی به بابات که عزیز ترین فرد زندگیته بهش بگم خیانت کنی ببینم تو چه حالی میشی
(جونگکوک از کافه بیرون رفت و سمت ماشینش رفت تا سوار شه که ات مانعش شد)
(ات ترسیده و استرس داشت، ات خیلی پدرشو دوست داشت نمیخواست پدرش دربارش فکر کرد کنه)
ات: لطفا به بابام نگو واقعا اونطور که فکر میکنی نیست!!! بخدا من کاری نکردم
(جونگکوک بی توجه سوار ماشین شد و درو بست میخواست بره که دید ات روی زمین نشسته بود گریه میکرد ، دلش سوخت نمیخواست گریه اش رو ببینه )
جونگکوک خواست بره از ماشین پیاده اما یهو....

اینم از پارت دوم
امیدوارم خوشتون بیاد
شرایط برای پارت سوم👇🏻:
شش لایک ❤️
پنج کامنت👍🏻
پنج فالوور✨
دیدگاه ها (۲)

ببینید کی میخاد بعد قرن ها دوباره فیک بنویسه 😃🤣_____________...

پارت ۱ آت تو یه مدرسه اجاره ای میمونه و هزینه های مدرسه و خو...

My_idol

Matia Love :)))پارت : 16جونگکوک : نمیتونم از ات دوری کنم ، م...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

پارت 7رمان ✨عشق مدرسه ای✨ هیونجین: باشه گلم 🎀فیلم ترسناک رو...

پنهان عشق

𓆩 پارت ۷۲ 𓆪 🖤ات چند قدم عقب رفت.ـ تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟!مر...

Part:42 دوستان چون دیر شرایط رو می‌رسونید من دیر به دیر اینت...

پارت 21 رمان💓 عشق مدرسه ای 💓اون کسی نبود جز.. هیونجین هیونجی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط