رمان جدید داریم

خب سلامممم خواستم بگم که دیشب 1.30 خوابیدم و 5 پاشدم و چشام به زور بازه و از اونجایی که نمیدونم چرا خوابم به هم ریخته تصمیم گرفتم چون یکی از بچه های تو ناشناس پیشنهاد رمان داده بود بنویسم خبببب بریم سراغ معرفی:
اسم رمان: ~My replacement love~
نقش های اصلی:ا.ت و هیونجین و فلیکس
نقش های فرعی:بقیه اعضا و لی یجی و پارک یونا و کانگ جنی و...
•معرفی نقش ها•
ا.ت:
سلام من کیم ا.ت هستم و امسال تو دبیرستان هنر هانلیم قبول شدم و آره 16 سالمه و واسه دو سال دیگه که کنکوره باید قبول شم واقعا پس تلاشمو میکنم و بهترین دوستام یجی و یونا و جنی ان که من کنار یجی میشینم و یونا و جنی هم کنار هم میشینن و یه پسری تو دبیرستانمون هست به اسم هوانگ هیونجین کلللللل مدرسه دختر و پسر فرقی نمیکنه رو این یارو کراشن ولی من نه چون خیلی بی احساسه ولی خب اینجوری نیس که بگم ازش متنفرم فقط مثل بقیه جوگیر نیستم و از حق نگذریم خیلیییی خوشگله ولی خب اخلاقش واقعا افتضاحه خیلی سرده و اگه بهش اعتراف کنی یه جوری ردت میکنه با اون چشمای سردش که نابود میشی کلا نصف اکیپشم همینجوریه ولی خب اون از همشون بدتره و من بین تمام کسایی که عاشق هیونجینن برعکس عاشق لی فلیکسم اون تو مدرسه با همهههه دوسته و جز اکیپ هشت نفره هیونجینه ولی خب خیلیییییی مهربون و خوشگلهههه و اصلا اخلاقشم مث هیونجین نیست و خیلیییی خوبه و وایبش مث هیونجین دارک نیست و امیدوارم یه روزی بتونم بهش اعتراف کنم فعلا که همه فک میکنن عاشق هیونجینم حتی دوستام
هیونجین:
من 16 سالمه و تو دبیرستان هنر هانلیم درس میخونم و خیلی پولدارم و وارث بابامم بیشتر از 10 تا شرکت داره و یه چند صدباری به مامانم خیا*نت کرده و به خاطر همین از همه آدما جز اکیپم متنفرممممم چون میترسم مث بابام باشن ولی خب همه خودشونو میچسبونن بهم که از این ماجرا متنفرم و تاحالا عاشق کسی نشدم ولی با خیلیا تو رابطه بودم و سریع کات کردم باهاشون اگه بخوام از بین اینهمه آدم انتخاب کنم ا.تو به عنوان دوس دخترم انتخاب میکنم چون برعکس همه بهم نمیچسبه فردا بهش درخواست میدم تموم شه بره فقط بهش به عنوان سرگرمی نگا میکنم نه چیز دیگه ای و فلیکس بهترین دوستمه تو اکیپ و همچیو راجبم میدونه ولی واقعااااا مخالف منه همش با بقیه مهربونه و خوب رفتار میکنه و من نمیتونم مث اون باشم نمیدونم چرا ولی مهم نیس
ویو فلیکس:
من 16 سالمه تو هانلیم درس میخونم و جز اکیپ 8 نفرمونم بهترین دوستم هیونه و خب همچیو راجب هم میدونیم و با همه دوستم همههههه تازه بعضیام ازم سر اینکه چجوری به هیون اعتراف کنن ازم کمک گرفتن ولی هیچوقت فایده نداره هیچکس نمیتونه وارد قلب هیون بشه مگر اینکه خودش بخواد و این بخاطر خانوادشه و تازگیا یکی به اسم کیم ا.ت اومده تو دبیرستانمون که خیلییییی خوشگله و دوسش دارم و عاشقشم ولی اون هیونجینو دوس داره هعیییییی کاش بتونم یه روز بهش اعتراف کنم هیون بهم گف واسه سرگرمی قراره بهش اعتراف کنه ولی اگه ا.ت آسیب ببینه چی؟؟؟ هیون هر شب تو بار میچرخه و عین آدمای 30 ساله رفتار میکنه نمیخوام ا.ت مثل اون سرد و بی احساس بشه سعی کردم هیونو متقاعد کنم که بیخیال شه ولی از اونجایی که ا.ت با همه متفاوته و اونم عاشق هر چیز متفاوتیه منطقیه که قبول نکنه اهههههه هیونجین اینهمه آدم چرا ا.تتتتتت حالا که کاری نمیشه کرد باید یواشکی مراقب ا.ت باشم
ادامه داره...
دیدگاه ها (۴)

ادامه ای معرفی شخصیت ها

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

سناریو سائه پارت اخر

پارت 5 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★میوفته روی ات و هیون! هیون...

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

بچه ها سوپرایزممممممم این بودددددددد🌺🌺🌺🔮🥹یه رمان جدید هورااا...

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط