فیک جیمین 2

اشتباه کوچک , پشیمانیه بزرگ

پارت 20

شاید اگه منم جای اون بودم حسابی جا میخوردم و میترسیدم

جیمین : میخوای باهاش چیکار کنی ؟ ( ترسیده )

ات : معلومه شکنجش میکنم

جیمین : چی ؟ ولی چرا ( شک )

ات : چون از حدشون گذشتن و کار من همینه

جیمین : نه نکن

ات : یادت باشه جیمین دنیای ادما فرقی با جنگل نداره

ات : البته یه فرق هست

جیمین : چی ؟

ات : تنها فرق دنیای ادما با جنگل اینکه دنیای ما بی رحم تره

ات : قانون جنگل یادت نره

ات : یا میخوری یا خورده میشی . یا میکشی یا کشته میشی

ات : این دنیا خیلی بی رحم تر از اونیکه فکرشو میکنی

جیمین : واقعا لازمه ؟

ات : اره ولی ازم نترس من کاری با تو ندارم من هیچوقت بهت اسیب نمیزنم

جیمین : واقعا ؟

ات : مطمئن باش

سپس ات رفت جیمین رو به اغوش کشید و ارومش کرد

و این شد یه جرقه ی خیلی بزرگ از رحم توی قلب ات

بعد از چند مین ات از بغل جیمین بیرون اومد

ات : خیلی خب بسه برو بخواب فردا باید بری سرکار

جیمین : باشه

و جیمین با یه لبخند رفت تو اتاقش و خوابید

ات : از دست این پسر

ویو فردا تو کافه

ادامه دارد


ممون میشم حمایت کنید
@sehr.darya
دیدگاه ها (۶)

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وسوم 𓆪ات با تعجب به جیمین نگ...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

وقتی درسش بد بودو..

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

#میکاپ_آرتیست_من

پارت : ۱۶ناشناس : تو ۲ سال میری خارج و هیچ ارتباطی با تهیونگ...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

وقتی داداشته....*تک پارتی*جیمین و ات چند وقتی بود که ناخداگا...

به زیباییه مشکی

the lost leaves/رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط