{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خویش می سازم تو را ، در خویش ویران می کنم

در خویش می سازم تو را ، در خویش ویران می کنم
می ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می کنم
جانی به تلخی می کَنم ، جسمی به سختی می کشم
روزی به آخر می برم ، خوابی پریشان می کنم
در تار و پود عقل و جان ، آب است و آتش، توامان
یک روز عاقل می شوم ، یک روز طغیان می کنم
یا جان کافر کیش را تا مرز مردن می برم
یا عقل دور اندیش را تسلیم شیطان می کنم
دیوار رویاروی من از جنس خاک و سنگ نیست
یک عمر زندان توام ، یک عمر کتمان می کنم
از عشق از آیین ِتو، از جهل ِتو، از دین ِتو
انگشتری دارم که دیوان را سلیمان می کنم
یا تو مسلمان نیستی یا من مسلمان نیستم
می ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می کنم
دیدگاه ها (۱)

آختارما!بیزیم اؤلکده میخانه تاپیلماز بیرلیک مئی نی ایچمگه ...

.ساقیا دولدور ایچیم ،گول هوسی ایله میشمسونا چاتسین بو بهار م...

مگر نسیم سحر بوی یار من داردکه راحت دل امیدوار من داردبه پای...

،

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

✈️ چند روز بیشترپارت ۹ وقتی به مقصد رسیدن، لیا چند لحظه فقط ...

☕ عطرِ قهوه، عطرِ توژانر: عاشقانه | کافه‌ای | روزمره | آرام‌...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:6ا...

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط