☕ عطرِ قهوه، عطرِ تو
☕ عطرِ قهوه، عطرِ تو
ژانر: عاشقانه | کافهای | روزمره | آرامسوز | کمی کمدی
زوج اصلی: جئون جنگکوک × لیانا
تعداد پارت: ۱۵
هر روز، یک فنجان قهوه.
یک میز کنار پنجره.
و یک باریستا که بیشتر از چیزی که باید، حواسش به مشتریِ همیشگی کافه بود.
لیانا برای جنگکوک فقط یک مشتری ثابت نبود.
جنگکوک میدانست قهوهاش را چطور دوست دارد، چه ساعتی میآید و حتی از روی حالت صورتش میفهمید امروز روز خوبی داشته یا نه.
اما لیانا هیچوقت نفهمیده بود پشت تمام آن لبخندهای ساده و فنجانهای قهوهای که با دقت بیشتری آماده میشدند، چه چیزی پنهان شده.
تا روزی که جنگکوک بالاخره تصمیم گرفت به جای گذاشتن یک قلب کوچک روی فنجانش، حرفی را که مدتها در دلش نگه داشته بود، به زبان بیاورد.
«لیانا... من فکر کنم خیلی وقته که دوستت دارم.»
شاید بعضی عشقها با یک اتفاق بزرگ شروع نمیشوند.
گاهی...
فقط با یک فنجان قهوه شروع میشوند. ☕
﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊
شرط برآی پآرت بعدی :
𓊆ˡᶦᵏᵉ : 𝟺𝟻
𓊆ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ : 𝟺𝟶
𓊆ʳᵉᵖᵒˢᵗ : 𝟷𝟻
ژانر: عاشقانه | کافهای | روزمره | آرامسوز | کمی کمدی
زوج اصلی: جئون جنگکوک × لیانا
تعداد پارت: ۱۵
هر روز، یک فنجان قهوه.
یک میز کنار پنجره.
و یک باریستا که بیشتر از چیزی که باید، حواسش به مشتریِ همیشگی کافه بود.
لیانا برای جنگکوک فقط یک مشتری ثابت نبود.
جنگکوک میدانست قهوهاش را چطور دوست دارد، چه ساعتی میآید و حتی از روی حالت صورتش میفهمید امروز روز خوبی داشته یا نه.
اما لیانا هیچوقت نفهمیده بود پشت تمام آن لبخندهای ساده و فنجانهای قهوهای که با دقت بیشتری آماده میشدند، چه چیزی پنهان شده.
تا روزی که جنگکوک بالاخره تصمیم گرفت به جای گذاشتن یک قلب کوچک روی فنجانش، حرفی را که مدتها در دلش نگه داشته بود، به زبان بیاورد.
«لیانا... من فکر کنم خیلی وقته که دوستت دارم.»
شاید بعضی عشقها با یک اتفاق بزرگ شروع نمیشوند.
گاهی...
فقط با یک فنجان قهوه شروع میشوند. ☕
﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊
شرط برآی پآرت بعدی :
𓊆ˡᶦᵏᵉ : 𝟺𝟻
𓊆ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ : 𝟺𝟶
𓊆ʳᵉᵖᵒˢᵗ : 𝟷𝟻
- ۵۴۶
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط