🐰 : اوه خورشید بیرون اومد.واووو، تاریخ انقضاي این روز تول

🐰 : اوه خورشید بیرون اومد.واووو، تاریخ انقضاي این روز تولد منه!میتونم اینو بخورم؟؟
🐰 : حالا که نودلا آماده شدن بهشون آب سرد اضافه کنید! وای داغه خیلی داغهه
🐰 و بعد که کاملا حاضر شدن توی کاسه بریزید ... آه خیلی زیاد شد. سسم روش بریزید.
🐰 : خوبه نه؟ شاید بخاطر نور زیاد خوب بنظر نرسه
تادا
🐰 : آدمایی که غذای تند دوست دارن حتما از این خوششون میاد.
🐰 : آه این واقعا خیلی خوبه تازگیا همش همینو میخورمم
ادمین: به منمم بدههه
🐰 : وای باید جدی درست کردن اینو امتحان کنید چونکه بهترینه! و چیزیم که درست کردن اینو راحت کرده اینه که لازم نیست آبشو اندازه بگیری فقط کافیه نودلارو بپزید
🐰 : کسایی که موکبانگ انجام میدن حتما اینو بخورید بعدا دستور پختشو میذارم!!
🐰 : مرسی که تا اینجا نگاه کردید دیگه ساعت شیش صبحه باید برم
خدافظظ
دیدگاه ها (۱۰)

p3نامجون لباس پوشید و کم کم اماده شد و میخواست بره دنبال اهی...

سناریو ناگی پارت ۲

سناریو کنما تک پارتی

part 60عصر//یونگی« پیام دادن وسایل رو آوردن»جین« به بادیگارد...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

Nineteen

پارت ۳ ویو ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه رانندگی به مقصدی که می‌خواستی...

فیک: بابای سخت گیر من part 15[سوآ از اتاق مطالعه بیرون اومد ...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط