پارت ۱۳۸
پارت ۱۳۸
+ اینطوری صدام نزن!
-چیه؟ نیستی یعنی ؟
+ هستم ، فرصتش پیش بیاد بازم فرار میکنم
-قرار نیست فرصت فرار دیگه ای بهت بدم ، دیگه چشات جایی جز عمارتو نمیبینه
+حق نداری اینکارو بکنی ، من میخوام برم مدرسه ، حق نداری توی خونه زندونیم کنی
-متاسفانه خودت این حق رو از خودت گرفتی ، اگه همچین کاری نمیکردی میتونستی خیلی راحت بری و بیای، البته دیگه نمیتونی فرار کنی ، اگه فرار کنی کجا میخوای بری
+ اقا بزرگ کمکم میکنه...
- هه، اقا بزرگ الان باید بیست نفر ترو خشکش کنن
+چه بلایی سرش اوردی عوضی؟
~ببینم شما دوتا یه ثانیه نمیتونید دعوا نکنید ؟
هردو همزمان به سمتش برگشتیم و باداد نه ای گفتیم
~خیلی خوب حالا نمیخواد منو جر بدید که
+ اینطوری صدام نزن!
-چیه؟ نیستی یعنی ؟
+ هستم ، فرصتش پیش بیاد بازم فرار میکنم
-قرار نیست فرصت فرار دیگه ای بهت بدم ، دیگه چشات جایی جز عمارتو نمیبینه
+حق نداری اینکارو بکنی ، من میخوام برم مدرسه ، حق نداری توی خونه زندونیم کنی
-متاسفانه خودت این حق رو از خودت گرفتی ، اگه همچین کاری نمیکردی میتونستی خیلی راحت بری و بیای، البته دیگه نمیتونی فرار کنی ، اگه فرار کنی کجا میخوای بری
+ اقا بزرگ کمکم میکنه...
- هه، اقا بزرگ الان باید بیست نفر ترو خشکش کنن
+چه بلایی سرش اوردی عوضی؟
~ببینم شما دوتا یه ثانیه نمیتونید دعوا نکنید ؟
هردو همزمان به سمتش برگشتیم و باداد نه ای گفتیم
~خیلی خوب حالا نمیخواد منو جر بدید که
- ۷.۵k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط