بہ عِــــشـــْــق

بہ عِــــشـــْــق
شَـــــڪ ڪردم..
اَز زَمانے ڪِہ..
عاشِـــــقانہ عـــِشق وَرزیدم و ظالـــمانہ ظٌلم دیدم..
بہ عِــــشـــْــق
شَـــــڪ ڪردم..
وقتے ڪہ ...
بہ وٌسعَـــت صِداقَــــتم دٌروغ شِنیدَم...
بہ عِــــشـــْــق
شَـــــڪ ڪردم..
وقتے ڪہ ..
خاڪے شُدم امّا آنـــها ڪہ خـــــاڪِ پایم بودند
برایـــــَم مَـــــغرور شُـــــدند
دیدگاه ها (۴)

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 31من این نامه رو برای خودم نوشته...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

part;8🐣موقع رفتن به مدرسه ها نامجون دست سونا را میگرفت قصدش ...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:11*...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول : جنگ نرم، به هر گونه ا...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

free from the court (p4)

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

دو پارتی درخواستی اسمات*لطفا اگر خوشتون نمیاد و جنبه ندارین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط