اورلورا

پارت ۳۴
کای. اومدم🫂
لورا. خب بیا صبحونه
کای. باشه
لورا. چطوره؟
کای. خوشمزه اس یامیی🤣
لورا. نوش جونت بخور گربه کوشولو
کای🤣
لورا🤣

بعد از صبحانه

کای. لورا
لورا. جانم؟
کای. بنظرت حامله ای الان؟
لورا. خب از اونجایی که دکترم(اگه یادتون باشه تو قسمتای اول لورا دکتر بود) احتمال زیاد اره ولی هفته دیگه مشخص میشه
کای. اها


از اون ور داستان دنیلا و دوست پسرش
دنیلا. خب بزار یه ار نقشه رو مرور کنیم اوکی
دوست پسرش اوکی
دنیلا. با توجه به نقشه تهیونگ وقتی از لورا خلاص شدیم میریم بچه خودمونو و تهیونگو میدزدیم تهیونگو میکشیم و همینطور بچه خودشو و لورا رو و قدرتشو میگیریم اوکی
دوست پسرش اوکی

نکته. الان لورا قدرتینداره و همش دست اون بچه تو شکمشه اوکی
.....
خ م ا ر ی
دیدگاه ها (۰)

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

دختر بابایی پارت پونزده

پارت ۳۴خونه جین:یواش بزارش رو مبل جیهوپ جونگ کوک:خوبم بابا چ...

درود بچه ها حس میکنم واقعا فراموش شدم... طوری که انقدر توی و...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

رت : ۱۸ ویو صبح :جیمین : بیدار شدم و دیدم فرشته کوچولوم خواب...

part68..عصر روز بعد بود و همه حیاط خونه خانم کیم رو آماده می...

پارت ۳۶ویو ماریاماریا:هی تانر کجاست گوشی رو بده بهش منشی:ولی...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

پارت ۲۰(لباس یونا واسه مهمونی)جونگ کوک:یونا کجایی؟یونا:مگه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط