از دشت‌های روبرو،

از دشت‌های روبرو،
منتظر آمدن کسی هستم،
که قناری‌ها،
در چشمه‌ی صدایش پر می‌شویند.
کسی که با آمدنش پنجره‌هایم را،
_حتی در این کویر_
به سمت دریا باز می‌کند.

#دلنوشته#عاشقانه#دلنوشته_ها#عاشقانه_ها#عشق
#خاطره#خاطرات#خاطرات_ما#عاشقانه_های_ما
دیدگاه ها (۱)

جاده بی راهه

**پارت ۴۰ (رقصِ آخر در میانِ خاکسترها)**سه ماه از اون شبِ لر...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_40فصل هفدهم | ک...

همیشه سبز با طراوت شاداب *Arvij *

✏️یادش بخیر پیکان! همون ماشین ساده و با صفا که همیشه سفرهای ...

معنای من ... دلم ، هوای بارانی است ، پاییز ، دل می برد باز ...

معنای من ... دلم ، هوای بارانی است ، پاییز ، دل می برد باز ...

«خاطرات او». p¹.پرده ی اتاقم را کنار میزنم و به بارانی که آر...

من خسته املنگر انداخته ای به ساحل انتظار میکشی !من در کویرِ ...

✏️یادم میاد وقتی هنوز بچه بودم، هر وقت به خانه پدربزرگ می‌رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط