معنای من ...
معنای من ...
دلم ، هوای بارانی است ، پاییز ، دل می برد باز ..
و من زیر این آسمان بی چتر ، خیسم . کسی جایی ، منتظر است ، دلم سمت اوست
تو کیستی که تو را می شنوم ؟
کسی در اتاق تنهایی اش در انتظار معجزه ، بی تاب است
به دنبال یک کوچه بن بستم ، تا از انتهای آن به وسعت خوشبختی پر بزنم .
یکی مرا دید ، یکی مرا نوشت ، یکی مرا صدا زد
و زیر بارانی که هم اینک بی امان می بارد باز هم صدای او ...
وقتی روزها از پی هم می آیند و می روند .
وقتی این بهار می رود ، بهاری دیگر می آید .وقتی پرستوها کوچ را آغاز می کنند .
وقتی بوی پاییز می آید . وقتی پاییز غمزه کنان می آید و رنگ می آورد .
وقتی نم باران بوی خاک را به رقص در آورد .
وقتی خورشید زود تراز همیشه با ناز می رود ،
وقتی در ایوان دلتنگی هایت می نشینی
وقتی که پشت یک پنجره بارانی بی هوا شاعر می شوی...
آنگاه همه خاطره عاشقی ، در ذهنت جان میگیرد.
پاییز را برای مرور خاطرات گذشته دوست میدارم....
من بودم و تو بودی و دیگر هیچ جز عشق نبود
دلم ، هوای بارانی است ، پاییز ، دل می برد باز ..
و من زیر این آسمان بی چتر ، خیسم . کسی جایی ، منتظر است ، دلم سمت اوست
تو کیستی که تو را می شنوم ؟
کسی در اتاق تنهایی اش در انتظار معجزه ، بی تاب است
به دنبال یک کوچه بن بستم ، تا از انتهای آن به وسعت خوشبختی پر بزنم .
یکی مرا دید ، یکی مرا نوشت ، یکی مرا صدا زد
و زیر بارانی که هم اینک بی امان می بارد باز هم صدای او ...
وقتی روزها از پی هم می آیند و می روند .
وقتی این بهار می رود ، بهاری دیگر می آید .وقتی پرستوها کوچ را آغاز می کنند .
وقتی بوی پاییز می آید . وقتی پاییز غمزه کنان می آید و رنگ می آورد .
وقتی نم باران بوی خاک را به رقص در آورد .
وقتی خورشید زود تراز همیشه با ناز می رود ،
وقتی در ایوان دلتنگی هایت می نشینی
وقتی که پشت یک پنجره بارانی بی هوا شاعر می شوی...
آنگاه همه خاطره عاشقی ، در ذهنت جان میگیرد.
پاییز را برای مرور خاطرات گذشته دوست میدارم....
من بودم و تو بودی و دیگر هیچ جز عشق نبود
- ۶.۷k
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط