دکمه ممنوعه

P13
ویو سایکی
امروز باید به یه بهونه برم بیرون ولی نمی‌دونم چجوری راه دیگه ای ندارم باید قایمکی برم بیرون و یا برم خرید و بادیگارهارو دور بزنم این خوبه
رفتم پیش چان
سایکی : چان میشه برم خرید
چان : حتما چرا که نه جوجه کوچولو هر چی میخوای بخر باشه
سایکی : چی شده ؟ بلاخره تو هم دیوونه شدی
چان : آره شدم دیوونه تو
سایکی: من رفتم
چان : بای جوجه کوچولو
رفتیم بازار و من با بادیگاردها رو پیچوندم و رفتم بیمارستان قرار بود بچه رو از رحم من بردارند بزارن تو رحم یکی دیگه
دکتر : خانم واقعا آماده هستین
سایکی : آآآره
سوهی: سلام ( مادر آینده بچه سایکی)
سایکی : سلام دکتر میشه یکم زود باشین
دکتر : حتما الان شروع میکنم
دکتر منو بیهوش کرد و وقتی بیدار شدم پچه دیگه تو شکمم نبود ناراحت شدم ولی من این بچه رو نمی‌خواستم هنوز واسم زود بود بچه دستم بگیرم
رفتم خونه و دیدم چان اسلحه دستش گرفته و اون بادیگارد هایی که پیچوندم جلوش بودن
چان : جوجه کوچولو اومدی اینا نتونستن ازت خوب مراقبت کنند پس باید بمیرن

یکی تو مغزشون خالی کرد و
سایکی : داری چیکار میکنی چان ( با داد)
چان : جوجه کوچولو اگه بی اجازه بری بیرون همین میشه دیگه

بعد منو نشوند رو پاهاش خودش هم رو صندلی بود
چان : جوجه کوچولو دیگه نمی‌خوام بدون اینکه من بدونم جایی بری فهمیدی
سایکی : آره فهمیدم دیگه نمی‌رم لطفاً کسی رو به خاطر من نکش
چان : حتما جوجه کوچولو بیا بریم بخوابیم خوب استراحت باشه
رفتیم خوابیدیم


فردا

بیدار شدم دیدم چان اینجا نیست واسه همین رفتم پایین دیدم لینو رو گرفته
چان : جوجه کوچولو اومدی گفته بودی لینو رو بکشم گفتم بیدار بعد این کارو کنم
سایکی : اوه ...خ..ب .. الان لینو رو میکشیم ؟
چان : آره مگه همین رو نمی‌خواستی
لینو: بزار آخرین حرمو‌ بگم بعد منو بکش
چان : بنال
لینو : میدونستی که زنت حامله هست و بدون اینکه تو بفهمی اونو از بین برده
چان : ..........


شرایط پارت بعدی ۱۰ لایک ❤️



😘😘😘😘 امیدوارم خوشتون اومده باشه لطفا لایک و کامنت یادتون نره 😘❤️❤️😘


بای 👋👋👋
دیدگاه ها (۸)

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18«ویو فردا»- لیا ...+جانم-بیدار شو +بیدارم-...

عشق خیانت انتقام

پارت دوم چند شاتی وقتی حالت بد میشه ویو بنگ چان وقت ی دکتر ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

Pat:9اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم ...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

وقتی درسش بد بودو ..

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱۰بعد اومدم بیرون دیدم هایون...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط