وقتی بابات هستش و روی درس هات حساس

ویو ا.ت

سلام من مین ا.ت هستم و ۱۴ سالمه و دختر بزرگترین سحام دار شرکت GIT « از خودم در آوردم » یعنی مین یونگی هستم خب یه راست برم سر اصل مطلب من فردا امتحان ریاضی دارم و خب حال ندارم بخونم و بابا بهم گفته باید حتما ۲۰ بشم

ویو یونگی

سلام من مین یونگی هستم ۳۲ سالم هست و بزرگترین سحام دار شرکت GIT هستم خب بریم یه راست برم سر اصل مطلب ا.ت فردا امتحان ریاضی داره و من مطم اگه من خونه نباشم نمی خونه

« پرش به موقعی که یونگی رفت خونه »

یونگی . دختر بابا بابا اومده کجایی

ویو یونگی

رفتم خونه دیدم داره چت می‌کنه عصبانی شدم و رفتم بالا سرش عصبانی بودم و وقتی منو دید ترسید و گفت

ا.ت . ب ... با ... بابا شما کی اومدین « ترس »

یونگی . اینکه من کی اومدم ولش کن مگه تو درس نداری چرا داری چت می‌کنه هان « عصبانی »

ا.ت . ببخشید بابا الان میرم می خونم « بغض »

یونگی . ببخشید دخترم حالا برو کتاب و دفتر را بیار باهم بخونیم

ا.ت . چشم

ویو راوی

ا.ت سریع رفت کتاب و دفترش را آورد و یونگی لباس را عوض کرد و اومد با ا.ت درس کار کرد

« پرش به بعد از سه ساعت درس کار کردن »

ا.ت . بابا خسته شدم بریم به خوابیم

یونگی اره بریم

ویو راوی

هر دو رفتن توی اتاق های خودشون و خوابیدم

« پرش به فردا صبح »
دیدگاه ها (۰)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

بریم برای پارت گذاری ؟لتس گوویو «ا/ت»که همون پسره یعنی استاد...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

عشق بی پایان

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

بریم گرلام ؟؟فایتینگ 🌺رمان:«عموی ناتنی من»Part:4ویو «تهیونگ»...

عشق بعد نفرت

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

ددی خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط