{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی: مگر من کیستم؟  گفتم: تو دنیای منی...

گفتی: مگر من کیستم؟  گفتم: تو دنیای منی...
گفتی: به جز این چیستم؟  گفتم: تو رویای منی
گفتی: به امیدم نباش، من یک شبِ دلخسته ام
گفتم: نمی دانی  مگر؟  امید  فردای  منی...
گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است
گفتم: تو اما مرهم این قلب  تنهای منی
گفتی: چه میخواهی تو از این ساحل ویران شده؟
گفتم : هنوزم در غزل،  آبی  دریای  منی
گفتی: هنوزم شاعری؟ بارانی و لبریز و سبز؟
گفتم: دچار و شاعرم ، زیرا تو زیبای منی
گفتی: چه فرقی می کند، باشم کنارت یا که نه؟
گفتم: نمی دانی  مگر؟ امروز و فردای منی
گفتی: که مجنون می شوی از بودنت با من ، برو
گفتم: که مجنون بوده ام از وقتی  لیلای منی
یک کوچه لبریز غزل ، ما هر دو درگیر سوال
گفتی: مگر من کیستم؟  گفتم: تو دنیای منی
دیدگاه ها (۴)

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

داستان عاشقانه جدید

نشان سوخته.

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "43""ویو پارک آنجلینا"آخیش...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط