𝐃𝐢𝐟𝐟𝐢𝐜𝐮𝐥𝐭 𝐥𝐨𝐯𝐞, 𝐩𝐚𝐫𝐭 ۲۰
(عشق دشوار پارت ۲۰)
_هنوز وقت داریم نگران نباش الان میریم میخریم
+باشه
باهم رفتیم به یه فروشگاه لباس زیر فروشی وقتی چشمم به سوتین ها میخورد هم خودم خجالت میکشیدم هم تهیونگ
+ببخشید میتونم بیکینی ها و مایو هاتون رو ببینم
فروشنده : بله الان میارم
فروشنده چند مدل گذاشت جلومون که یکی از اون یکی باز تر و لختی تر بود
+میشه یه چیزی بدید که یخورده از اینا پوشیده تر باشه
فروشنده یه ست بیکینی خوشگل قرمز رنگ داد تا ببینم دو تیکه بود ولی نسبت به قبلی ها خوشگل تر و پوشیده تر بود همونو پسندیدم و خریدم تا چند دقیقه که از خجالت به صورت تهیونگ نگاه نکردم آخه فروشنده یه حرفایی میزد که از خجالت آب میشدم
_خب الان دیگه چیزی نمیخوای
+نه دیگه چیزی لازم ندارم
_نظرت چیه بریم رستوران و ناهار بخوریم
+باشه بریم فکر خوبیه
تهیونگ پاکت هارو گذاشت تو صندل عقب ماشین و اومد نشست پشت فرمون
_ تو جایی رو مد نظر داری
+خب یه جایی هست که وقتی پاریس بودم عکسش رو دیدم همیشه میخواستم وقتی برگشتم کره برم اونجا
_باشه آدرسشو بده بریم اونجا
آدرسو دادم رفتیم اونجا مثل عکساش جای خیلی دنجی بود و منظره عالی داشت باهم پشت یه میز نشستیم و گارسون اومد سفارش هارو گرفت و رفت بعد از ۱۰ دقیقه سفارش هارو آوردن
گارسون : چیز دیگه ای میل دارین ؟
_+نه ممنون
گارسون رفت و ما شروع کردیم به خوردن غذا با حرفی که تهیونگ زد غذا برید تو گلوم
_دوست دختر من میشی
شرطا : فعلا برا پارت بعد شرطی ندارم ولی خوب میدم چه جای حساسی کات کردم فعلا تو خماری بمونید😁🤭
_هنوز وقت داریم نگران نباش الان میریم میخریم
+باشه
باهم رفتیم به یه فروشگاه لباس زیر فروشی وقتی چشمم به سوتین ها میخورد هم خودم خجالت میکشیدم هم تهیونگ
+ببخشید میتونم بیکینی ها و مایو هاتون رو ببینم
فروشنده : بله الان میارم
فروشنده چند مدل گذاشت جلومون که یکی از اون یکی باز تر و لختی تر بود
+میشه یه چیزی بدید که یخورده از اینا پوشیده تر باشه
فروشنده یه ست بیکینی خوشگل قرمز رنگ داد تا ببینم دو تیکه بود ولی نسبت به قبلی ها خوشگل تر و پوشیده تر بود همونو پسندیدم و خریدم تا چند دقیقه که از خجالت به صورت تهیونگ نگاه نکردم آخه فروشنده یه حرفایی میزد که از خجالت آب میشدم
_خب الان دیگه چیزی نمیخوای
+نه دیگه چیزی لازم ندارم
_نظرت چیه بریم رستوران و ناهار بخوریم
+باشه بریم فکر خوبیه
تهیونگ پاکت هارو گذاشت تو صندل عقب ماشین و اومد نشست پشت فرمون
_ تو جایی رو مد نظر داری
+خب یه جایی هست که وقتی پاریس بودم عکسش رو دیدم همیشه میخواستم وقتی برگشتم کره برم اونجا
_باشه آدرسشو بده بریم اونجا
آدرسو دادم رفتیم اونجا مثل عکساش جای خیلی دنجی بود و منظره عالی داشت باهم پشت یه میز نشستیم و گارسون اومد سفارش هارو گرفت و رفت بعد از ۱۰ دقیقه سفارش هارو آوردن
گارسون : چیز دیگه ای میل دارین ؟
_+نه ممنون
گارسون رفت و ما شروع کردیم به خوردن غذا با حرفی که تهیونگ زد غذا برید تو گلوم
_دوست دختر من میشی
شرطا : فعلا برا پارت بعد شرطی ندارم ولی خوب میدم چه جای حساسی کات کردم فعلا تو خماری بمونید😁🤭
- ۱۷.۲k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط