پسر: سلام خانومی

پسر: سلام خانومی
دختر: سلام
پسر: خوبی عشقم ؟؟
دختر: نفس میکشم
پسر: نمیخوای بپرسی چرا اومدم ؟
دختر: نه ...
پسر: یادته گفتی بدون من میمیری ؟
دختر: آره
پسر:حالا که برگشتم نمیخوای چیزی بگی؟!
دختر: نه ..
پسر: باشه ولی من دوست دارم
دختر: دیگه نداشته باش..
پسر: چرا؟عاشق یکی دیگه شدی ؟
دختر:  آره ...
پسر:"با نفسی ک حبس شده" عاشق کی ؟
دختر:عاشق تنهایی ..
پسر: دیگه منونمیخوای ؟
دختر: نه ..
پسر:ولی من بدون تو میمیرم .
دختر: منم همین فکرومیکردم
پسر: منو ببخش خانومم
دختر: خیلی وقته بخشیدمت، بخشیدم به همون کسی که بخاطرش تنهام گذاشتی، بخشیدم به اونی که فکر کردی بیشتر از من میخوادت، بخشیدم به اونی که امید زندگیموازم گرفت ...
من خیلی وقته بخشیدمت، کاش هیچوقت بر نمیگشتی..
پسر:"اشک تو چشاش جمع شده بود"
دختر:برو، دیگه عادت کردم به نبودنت..
وقتی تنهام گذاشتی همه چی تموم شد، گفته بودم بری میمیرم ولی هنوز زندم، اما برای زندگی کردن‌ انگیزه ای ندارم،بعد تو دیگه هیچی برام اهمیتی نداره میبینی ک من یه زنده مُردم🚬 🔪
😔 😔 😔 😔 😔
دیدگاه ها (۱)

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

اسلاید بعد لباس پسرا برای باربزن بریم ؟؟لتس گو (تابع قوانین ...

Do I love him, or do I hate him?P:⁸ویو کوک بعد از بوسه دیشب ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

دختر بابایی پارت شونزده

Dark heart

دلبر رئیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط