انسان که باشی ،

انسان که باشی ،
عاقبت یک جایی ، یک وقتی
به قول شازده کوچولو
دلت "اهلیِ یک نفر" می شود !
و دلت ،برای نوازش هایش تنگ می شود ؛
حتی برای نوازش نکردنش !
تو می مانی و دلتنگی ها ،
تو می مانی و قلبی که لحظه های دیدار تند تر می تپد...
سراسیمه می شوی ،
بی دست و پا می شوی ،
دلتنگ می شوی ،
دلواپس می شوی ،
دلبسته می شوی ؛
و می فهمی ،
نمی شود "انسان" بود و "عاشق" نبود...
دیدگاه ها (۱)

راز خون. این پارت ۱۳ نیست . ادامه ی ۱۲ عه

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

پارت ۶۲

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

جیمین زودتر از چیزی که قول داده بود به عمارت برگشت.هنوز وارد...

### 💗 قولی که شکستینور آفتاب آرام‌آرام اتاق را روشن می‌کرد. ...

چند پارتی

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

صبح روز بعد، ا/ت دوباره به دفتر امور بین‌الملل دانشگاه رفت.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط