ددی خشن من chapter 26

ویو تهیونگ:
دیشب تو خونه‌ی کوک‌ درباره ا٫ت یچیزایی فهمیدم .اون دختر معصومی هس که من بخوام اونو زجرش بدم فکر کنم برای اولین باری که بخوام اونو کتک یا یه کار دیگه کنم از هوش بره .حتی باورم نمیشه برای یکسال بخاطر دوستش همه چیزشو‌ ول کرده باشه. اون واقعا یه بچه بیگناهیه
برگشتم به خونه دیدم بابا روی مبل نشسته و انگار معطل چیزیه
ــ چی شده بابا تا این موقع بیداری؟
× اه ته اومدی . بیا بشین خبری برات دارم
ــ چیشده؟
× یه راهی پیدا کردم که شاید تو خیلی زود بشی رئیس مافیا
ــ چی ؟ چی میگی ؟ مگه شهر هرته همینجوری بدون اینکه توانایی های خودم رو نشون بدم بشم رئیس مافیا .
× بهم باور کن یه راهی هست
ــ خب چه راهیع
×باید صبر کنی تا به موقعش بهت بگم چیکار کنی.دارم برات جونگ یو( جونگ یو همون رئیس مافیاس)
ــ مطمئنی خرابی به بار نمیاری ؟
× تو فقط صبر کن
ــ خیلی خب من میرم بخوابم
× اها راستی درباره مادرت...
ــ بابا من روز سختیو گذروندم لطفاً از این بدترش برام نکن
× باشه برو بخواب
فلش بک
ا٫ت ا٫ت تو خوبی؟
+عمو زدی به یع نفر( با جیغ)
$ آروم باش.خب .همینجا بشین من میرم بیرون تو اینجا باش .باشه .ا٫ت چیزی نیس .خب. به خودت بیا ا٫ت
+ با باشع
ویو . الارایک:
از ماشین پیاده شدم یکمی به جلو رفتم یه مرد لاغر قد بلند روی کف زمین افتاده بود .
$ آقا حالتون خوبه .هی آقا
جلوتر رفتم یهو مرده بلند شد انگاری حالش خوب بود اون پشتش به من بود و من نمیتونستم چهرش رو خوب ببینم دوقدم به جلو برداشتم که روشو کرد به طرفم صورتش رو پوشنده بود .
٫٫ با تو کاری ندارم فقط می‌خوام اون دختره رو با خودم ببرم
$ چی؟ می‌دونی داری چه قلطی می‌کنی ؟ هرگز نمی‌زارم اونو با خودت ببری .اگه می‌خواین باید روی جنازه من رد بشی
٫٫ با کمال میل
ویو.ا٫ت :
توی ماشین آروم و قرار نداشتم به بیرون نگاه میکردم ااون یارو به‌نظر سالم میومد.همینطور محو نگاه کردن بودم که که ....
دیدگاه ها (۰)

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 5 | لطف‌های کوچکصبح روز بعد، ا/ت با عجله وارد ...

🖤 پارت ۳: پیش من لازم نیست قوی باشیTokyo Revengers | Mikey ×...

سناریو مایکی پارت ۱

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

چند پارتیــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط