بهش گفتم دوستتدارم!

بهش گفتم دوستتدارم!
باور نکرد!
گفتم تنهام نذار
تنهام گذاشت!
ی روز اومد پیشم!
برام گل اورد!
گریه کرد گفت پشیمونم! گفت دوستتدارم!
میخواستم بغلش کنم بگم بخشیدمش, اما اون رفتو خیسی اشکاشو رو سنگ قبرم جا گذاشت!
دیدگاه ها (۳)

وقتی گرگینه بود📎پارت ۷(last part)۱ ماه بعد...تو این یک ماه ا...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

برده عمارت جئون

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

محو زیبایی او پارت ۴۶ویو ته یونگگوشیم رو برداشتم و کلی سعی ک...

قسمت ۱۰

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط