ادامه ی سناریو درخواستی BTS

وقتی اونا بهمون اعتراف میکنن و چون ماهم روشون کراشیم قبول میکنیم

جیهوپ:

ا/ت توی یکی از معروفترین کافه های کره کار میکنه که بیشتر سلبریتی ها از کشور های دیگه یا از خود کره معمولا به اونجا میان
یه روز اعضای بی تی اس برای وقت گذروندن و صحبت کردن درباره ی کارشون به همون کافه میرن که ا/ت توش کار میکنه
جیهوپ پشت سر اعضا وارد میشه و وقتی ا/ت میبینه همون لحظه عاشقش میشه


جونگکوک: هی پسر نکنه عاشقش شدی
جیهوپ: چی؟...من؟...عاشق؟...نه بابا چی میگی کوک
جونگکوک: هوممم...یعنی میگی عاشقش نیستی؟
جیهوپ: نه
جونگکوک: ولی من عاشقشم‌ پسسس میرم بهش اعتراف کنم(الکی از روی صندلی بلند میشه تا ری اکشن جیهوپ رو ببینه)
جیهوپ: جئون بشین سر جات(عصبی)
همه: اوووووو
(ا/ت میاد و سفارش اعضا رو میگیره و میره و جیهوپ هم تمام این مدت خیره به ا/ت هست
بعد از اون روز جیهوپ هرروز به اون کافه میره و به ا/ت نزدیک میشه و باهم دیگه دوست میشن..دوست معمولی)

همه چیز عالی بود تا اینکه یه روز جیهوپ تصمیم میگیره به ا/ت اعتراف کنه..ولی ته دلش ترسی داشت که همش با خودش میگفت..اگه اون منو دوست نداشته باشه چی؟اگه ردم کنه چی؟
ولی.....بالاخره بعد از کلی کلنجار رفتن جیهوپ تصمیمش رو گرفت
اون فهمید که اگر به ا/ت اعتراف نکنه ممکنه فرصت رو از دست بده
از کجا معلوم شاید ا/ت هم بهش علاقه داشت


December ²⁴

دسامبر²⁴
*ویو جیهوپ*

امروز تصمیم خودمو گرفتم...میرم به ا/ت اعتراف میکنم
اما اول باید براش کادو بخرم بزار ببینم دخترا چی دوست دارن
گل رز ، شکلات و اوووخدااااا این عروسک خرسی رو نگااا چقد قشنگه
صورتی هم هست مطمئنم ا/ت عاشقش میشه
خب اینا رو خریدم حالا باید برم واسش یه گردنبند ناز بخرم
ا/ت ساعت ۸ تعطیل میشه پس الان باید راه بیفتم تا ۸ اونجا باشم
_________________________________________________
(جیهوپ با ا/ت هماهنگ کرده بود که باهم‌ برن ساحل)
ساعت ۸ :
(ا/ت میشینه تو ماشین)

+ سلام هوپییی

_ سلام هانییی چطوری؟

+ عالیم....جیهوپ این عروسک و شکلات و گل مال کیه؟

_ معلومه دیگه مال دختر کنجکاو خودمه..دوسشون داری؟

+ وایییی معلومه که دوسشون دارم خیلی قشنگن مخصوصا این‌ خرس گوگولییی

(جیهوپ‌ لبخند میزنه و حرکت میکنن سمت ساحل)

ساحل:
ا/ت : جیهوپ اینجا چقد قشنگه...تاحالا ندیدم دریا توی تاریکی شب بدرخشه(تعجب و لبخند)

_ اره خیلی قشنگه...مثل تو

+ چی؟(کیوت و متعجب)

_خب توهم به اندازه ی این دریا قشنگی..حتی بیشتر..

+....(لبخند)

(جیهوپ گردنبند رو در میاره و دور گردن ا/ت میبنده و میگه)
_ میشه بیبی گرل خودم بشی؟

+ خببب....اره ددییی ( بغلش میکنه)

(جیهوپ‌ نزدیک ا/ت میشه)
_ اجازه هست؟

+ اوهوم

و...💋
_________________________________________________


چطور بود؟؟؟؟؟

منتظر باشید که تا ساعات اینده برای شوگا هم‌مینویسم و میریم سراغ سناریو جدید که خودمم موضوعشو نمیدونممممممممم

💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼
دیدگاه ها (۴)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

تکپارتی جونگ کوک

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۴ — حالا ما چی هستیم؟باران کم‌کم آرا...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو میتسویا پارت ۲

سناریو کازتورا پارت اخر

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط