مادر عزیزم!

مادر عزیزم!
می دانم برای تدارک عروسی خواهرم دست تنها هستی و من این روزها را در کنار تو نیستم.
اما در جبهه ها به من نیاز بیشتری هست.
شما زن قوی و با ایمانی هستی و خداوند یاری ات خواهد داد
و از پس همه کارها بر خواهی آمد.

#پاکت_حاوی_عکس_است_لطفا_تا_نشود

#پاکت_نامه
#نامه_های_رزمنده
#عکس_یادگاری
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۰)

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

رمان عشق ممنوع

جادویی به نام عشق

💠متن نامه پدرانه و بسیار محبت آمیز حجت الاسلام قرائتی به دخت...

آوای شب

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

My lovely neighbor part : 64

🖤 OBSESSION | وسواس پارت دوازدهم: نامزد واقعیزن قرمزرنگ مقاب...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

"اشک خدا"زن نابینا کنار تخت پسرش در بیمارستان نشسته بود و می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط